خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عارفانه از عشق و رنج‌های ناشی از آن سخن می‌گوید. شاعر از جاذبه‌های معشوق مانند زلف، چشم، و خال هندویش می‌گوید که او را فریب داده و به آتش کشیده است. همچنین، او از درد عشق و تلاش برای رهایی از آن، اما ناکامی در این راه صحبت می‌کند. در پایان، شاعر به عفو و بخشش معشوق امیدوار است.

این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و کنایه‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

شماره ۴ - اگر نه زلف تو می برد در پناه مرا

اگر نه زلف تو می برد در پناه مرا
فریب چشم تو می کشت بی گناه مرا ۱

چه فتنه ها که بر انگیخت خال هندویت
برآتش رخ تو سوخت آن سیاه مرا ۲

گواه سوز درون اشک و چهره ی زرد است
بود به درد تو زین گونه صد گواه مرا ۳

بگفتم از ره رندی روم به راه صلاح
چه چاره عشوه ساقی برد ز راه مرا ۴

دمید سبزه چو بر کرد آفتاب رخت
بسوخت بار دگر مهر آن گیاه مرا ۵

چه باک شاهدی از نامه سیاه که هست
عفاف مرحمت دوست عذر خواه مرا ۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳ - پر کن به دور لعل نگارم پیاله را
گوهر بعدی:شماره ۵ - جز ناله نیست مونس جان دل ربوده را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.