هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از غم و هجران سخن میگوید و از معشوق میخواهد که بازگردد و دل ویرانۀ او را آباد کند. او از عشق و دیوانگیهای ناشی از آن میگوید و از معشوق میخواهد که به تلاشهای عاشقانۀ او توجه کند.
رده سنی:
15+
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۸ - کردی ز غم آباد چو کاشانۀ ما را
کردی ز غم آباد چو کاشانۀ ما را
بازآ و ببین مونس همخانه ی ما را ۱
مگذار که ویرانه شود از غم هجران
آباد چو کردی دل ویرانه ما را ۲
زلف تو چه حاجت که بیارد همه زنجیر
یک سلسله زان بس دل دیوانه ما را ۳
پروانۀ دل در طلب شمع رخ تست
پروا نکند شمع تو پروانه ی ما را ۴
ای دیده چو دریا بشدی در بفشاندی
آور به نظر آن در یک دانه ی ما را ۵
ای شاهدی ار مرد رهی رو به رهی کن
بنگر روش کوشش مردانه ی ما را ۶
بازآ و ببین مونس همخانه ی ما را ۱
مگذار که ویرانه شود از غم هجران
آباد چو کردی دل ویرانه ما را ۲
زلف تو چه حاجت که بیارد همه زنجیر
یک سلسله زان بس دل دیوانه ما را ۳
پروانۀ دل در طلب شمع رخ تست
پروا نکند شمع تو پروانه ی ما را ۴
ای دیده چو دریا بشدی در بفشاندی
آور به نظر آن در یک دانه ی ما را ۵
ای شاهدی ار مرد رهی رو به رهی کن
بنگر روش کوشش مردانه ی ما را ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۹۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷ - لعل لب تو شفاست ما را
گوهر بعدی:شماره ۹ - باز نما به مطربان نغمۀ جان گداز را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.