هوش مصنوعی:
شاعر در این غزل از عشق و هجران معشوق سخن میگوید و از درد دل و رنج دوری مینالد. او از زلف معشوق، غمزههای درمانکننده و آتش هجران یاد میکند و از معشوق میخواهد که دل گمگشتگان را دریابد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۱۴ - مده هر دم سر آن زلف را تاب
مده هر دم سر آن زلف را تاب
مزن دلهای مردم را به قلاب ۱
ز سیل چشم گریانم عجب نیست
زنم بر آتش دل دم بدم آب ۲
خدنگ غمزهات درمان دلهاست
مکن هر لحظه آن هر گوشه برتاب ۳
مران ما را بحرمان از در خویش
مکن با ما سخن دیگر از این باب ۴
دلم از آتش هجران کباب است
از آن می ریزدم از دیده خوناب ۵
نگارا شاهدی گم گشته تست
دل گم گشتگان خویش دریاب ۶
مزن دلهای مردم را به قلاب ۱
ز سیل چشم گریانم عجب نیست
زنم بر آتش دل دم بدم آب ۲
خدنگ غمزهات درمان دلهاست
مکن هر لحظه آن هر گوشه برتاب ۳
مران ما را بحرمان از در خویش
مکن با ما سخن دیگر از این باب ۴
دلم از آتش هجران کباب است
از آن می ریزدم از دیده خوناب ۵
نگارا شاهدی گم گشته تست
دل گم گشتگان خویش دریاب ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۴۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳ - ای طاق دو ابروی تو محراب جبینها
گوهر بعدی:شماره ۱۵ - خطت را بدایت به غایت خوش است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.