هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و غمگین است که در آن شاعر از دلتنگی و درد عشق سخن میگوید. او از غم فراق و نبود معشوق شکایت کرده و بیان میکند که دلش جز به یاد معشوق آرام نمیگیرد. همچنین، از تأثیرات عمیق عشق و رنجهای آن مینالد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و غمگین است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۴۳ - دل بی غم تو چرا نشیند
دل بی غم تو چرا نشیند
جز دل غم تو کجا نشیند ۱
گردی که ز نعل مرکبت خاست
در دیده چو توتیا نشیند ۲
از بهر غبار خاک کویت
دل بر گذری هوا نشیند ۳
سروم چو کنار آب جو دید
بر گوشه چشم ما نشیند ۴
چون درد تو شد دوای دلها
بی درد دلم کجا نشیند ۵
بالای تو چون بلای جان است
بنشین که دمی بلا نشیند ۶
چو سرو تو شاهدی نداری
با عشق بگو ز پا نشیند ۷
جز دل غم تو کجا نشیند ۱
گردی که ز نعل مرکبت خاست
در دیده چو توتیا نشیند ۲
از بهر غبار خاک کویت
دل بر گذری هوا نشیند ۳
سروم چو کنار آب جو دید
بر گوشه چشم ما نشیند ۴
چون درد تو شد دوای دلها
بی درد دلم کجا نشیند ۵
بالای تو چون بلای جان است
بنشین که دمی بلا نشیند ۶
چو سرو تو شاهدی نداری
با عشق بگو ز پا نشیند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۰۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲ - ز زلف تو جان چون شود فارغ آیند
گوهر بعدی:شماره ۴۴ - دیده از دیدن تو بس نکند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.