خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از دردها و بلایای عشق سخن میگوید، اما معتقد است که هر بلا برای دلش درمانی دارد. او از انتظار دیدار یار و ترس از آسیبهای احتمالی میگوید و به عشق و رنجهای آن اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و برخی اشارات به رنج و درد است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نیاز به توضیح داشته باشد. همچنین، درک عمیقتر از شعرهای کلاسیک معمولاً برای سنین بالاتر مناسب است.
شماره ۴۷ - هر لحظه بر دلم ز تو گر صد بلا رسد
هر لحظه بر دلم ز تو گر صد بلا رسد
از هر بلا به درد دلم صد دوا رسد ۱
هر صبح مژده میرسدم با صبا ز یار
خوش وقت آن سحر که خودش با صبا رسد ۲
لرزد همیشه بر تن او پیرهن ز باد
ترسد که بر تنش المی از هوا رسد ۳
گفتی ز تیر غمزه ترا هم رسد نصیب
در حیرتم که کی رسد و بر کجا رسد ۴
گر شاهدی به تیغ جفا کشته شد چه شد
بر تربتش که زجر کنی خون به جا رسد ۵
از هر بلا به درد دلم صد دوا رسد ۱
هر صبح مژده میرسدم با صبا ز یار
خوش وقت آن سحر که خودش با صبا رسد ۲
لرزد همیشه بر تن او پیرهن ز باد
ترسد که بر تنش المی از هوا رسد ۳
گفتی ز تیر غمزه ترا هم رسد نصیب
در حیرتم که کی رسد و بر کجا رسد ۴
گر شاهدی به تیغ جفا کشته شد چه شد
بر تربتش که زجر کنی خون به جا رسد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۶ - چو جان خیال لبش در درون بگرداند
گوهر بعدی:شماره ۴۸ - هر چه آن سرو ناز می گوید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.