هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از دردها و بلایای عشق سخن میگوید، اما معتقد است که هر بلا برای دلش درمانی دارد. او از انتظار دیدار یار و ترس از آسیبهای احتمالی میگوید و به عشق و رنجهای آن اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و برخی اشارات به رنج و درد است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نیاز به توضیح داشته باشد. همچنین، درک عمیقتر از شعرهای کلاسیک معمولاً برای سنین بالاتر مناسب است.
شماره ۴۷ - هر لحظه بر دلم ز تو گر صد بلا رسد
هر لحظه بر دلم ز تو گر صد بلا رسد
از هر بلا به درد دلم صد دوا رسد ۱
هر صبح مژده میرسدم با صبا ز یار
خوش وقت آن سحر که خودش با صبا رسد ۲
لرزد همیشه بر تن او پیرهن ز باد
ترسد که بر تنش المی از هوا رسد ۳
گفتی ز تیر غمزه ترا هم رسد نصیب
در حیرتم که کی رسد و بر کجا رسد ۴
گر شاهدی به تیغ جفا کشته شد چه شد
بر تربتش که زجر کنی خون به جا رسد ۵
از هر بلا به درد دلم صد دوا رسد ۱
هر صبح مژده میرسدم با صبا ز یار
خوش وقت آن سحر که خودش با صبا رسد ۲
لرزد همیشه بر تن او پیرهن ز باد
ترسد که بر تنش المی از هوا رسد ۳
گفتی ز تیر غمزه ترا هم رسد نصیب
در حیرتم که کی رسد و بر کجا رسد ۴
گر شاهدی به تیغ جفا کشته شد چه شد
بر تربتش که زجر کنی خون به جا رسد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۰۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۶ - چو جان خیال لبش در درون بگرداند
گوهر بعدی:شماره ۴۸ - هر چه آن سرو ناز می گوید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.