خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و جذبههای آن سخن میگوید. او از تأثیرات عمیق عشق بر دل و عقل، ناتوانی خرد در برابر تقدیر، و جنون ناشی از عشق صحبت میکند. همچنین، اشارهای به درمان ناپذیری درد عشق و تسلیم شدن در برابر جمال معشوق دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از واژهها و مفاهیم مانند 'جنون' و 'درد عشق' نیاز به سطحی از بلوغ فکری و عاطفی دارند.
شماره ۴۶ - چو جان خیال لبش در درون بگرداند
چو جان خیال لبش در درون بگرداند
درون پرده دلم را به خون بگرداند ۱
اگر چه عقل به تدبیر میکشد دل را
فسون چشم تواش با فنون بگرداند ۲
خرد که موی شکافد به فن و دانش و هوش
قضای سابق و تقدیر چون بگرداند ۳
طبیب درد سر خود همی دهد هیهات
که با دوار دماغ این جنون بگرداند ۴
چو شاهدی به رخت عشق از فسانه نباخت
چگونه رخ ز غمت با فسون بگرداند ۵
درون پرده دلم را به خون بگرداند ۱
اگر چه عقل به تدبیر میکشد دل را
فسون چشم تواش با فنون بگرداند ۲
خرد که موی شکافد به فن و دانش و هوش
قضای سابق و تقدیر چون بگرداند ۳
طبیب درد سر خود همی دهد هیهات
که با دوار دماغ این جنون بگرداند ۴
چو شاهدی به رخت عشق از فسانه نباخت
چگونه رخ ز غمت با فسون بگرداند ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۵ - با آنکه درین سینه ز زخم تو بسی بود
گوهر بعدی:شماره ۴۷ - هر لحظه بر دلم ز تو گر صد بلا رسد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.