هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و هجران معشوق سخن میگوید و از درد دوری و اشتیاق به وصال مینالد. او از زیبایی معشوق و تأثیر آن بر دل عاشق سخن میگوید و همچنین به مقایسهای بین عاشق و دیگران میپردازد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک برخی از استعارهها و اصطلاحات ادبی可能需要 دانش ادبی پایهای داشته باشد.
شماره ۷۴ - گر چه دل ز آتش هجران تو داغی دارد
گر چه دل ز آتش هجران تو داغی دارد
باز حال رخت از لاله فراغی دارد ۱
همه شب شمع رخت روشنی دیده ماست
ای خوش آن کس که چنین چشم و چراغی دارد ۲
ما و کوی تو و صوفی و بهشت و رضوان
هر کسی در خور خود میل به باغی دارد ۳
پای در گل بودش یا بودش جان در تن
هر که چون لاله ز سودای تو داغی دارد ۴
شاهدی چون به سخن بلبل باغ ارم است
کی کند گوش به فریاد که زاغی دارد ۵
باز حال رخت از لاله فراغی دارد ۱
همه شب شمع رخت روشنی دیده ماست
ای خوش آن کس که چنین چشم و چراغی دارد ۲
ما و کوی تو و صوفی و بهشت و رضوان
هر کسی در خور خود میل به باغی دارد ۳
پای در گل بودش یا بودش جان در تن
هر که چون لاله ز سودای تو داغی دارد ۴
شاهدی چون به سخن بلبل باغ ارم است
کی کند گوش به فریاد که زاغی دارد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۸۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۳ - دل دید قدت ز قامت افتاد
گوهر بعدی:شماره ۷۵ - مرا گر در نظر گلزار باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.