هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از مستی و عشق سخن میگوید، جایی که عقل را در برابر احساسات و عشق به معشوق از دست میدهد. او از گریهها و اشکهای بیپایان خود میگوید و از غفلت و تبسمهای بیموقع خود در این راه اظهار ندامت میکند. همچنین، از دلبستگی به معشوق و پیچیدگیهای عشق در زلف او سخن میراند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عشقی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به مستی و غمهای عاشقانه ممکن است برای گروههای سنی پایینتر نامناسب باشد.
شماره ۹۳ - خونم از مستی طریق عقل را گم میکنم
خونم از مستی طریق عقل را گم میکنم
میکشم خون صراحی روی در خم میکنم ۱
با سگان کوی تو من بعد خواهم یار شد
عقل بی آرام پیش خود به مردم می کنم ۲
بس که می پاشم به هر سو کوکب اشک از دو چشم
هر شبی روی زمین را پر ز انجم می کنم ۳
گربود صد چشم و گریه بر گناهم کم بود
چیست این غفلت که هر دم من تبسم می کنم ۴
شاهدی در عقد زلفش رشته جان را ببند
ورنه در هر تار او سر رشته را گم می کنم ۵
میکشم خون صراحی روی در خم میکنم ۱
با سگان کوی تو من بعد خواهم یار شد
عقل بی آرام پیش خود به مردم می کنم ۲
بس که می پاشم به هر سو کوکب اشک از دو چشم
هر شبی روی زمین را پر ز انجم می کنم ۳
گربود صد چشم و گریه بر گناهم کم بود
چیست این غفلت که هر دم من تبسم می کنم ۴
شاهدی در عقد زلفش رشته جان را ببند
ورنه در هر تار او سر رشته را گم می کنم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۳۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۲ - بی گل روی تو نبود میل سوی گلشنم
گوهر بعدی:شماره ۹۴ - بر خاک رهت ما سر تسلیم نهادیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.