هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. شاعر از جدایی و فراق شکایت میکند و از عشق شدید و اشتیاق سوزان خود میگوید. او از معشوق میخواهد که به دشمنانش توجه نکند و به عشق او پاسخ دهد. شعر پر از تصاویر احساسی مانند قطره خون، شعله در پیراهن و جان سوخته است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات شدید است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین برخی تصاویر مانند 'قطره خون' و 'شعله در پیراهن' ممکن است برای برخی سنین نامناسب باشد.
شماره ۹۲ - بی گل روی تو نبود میل سوی گلشنم
بی گل روی تو نبود میل سوی گلشنم
بی لبت هم جان شیرین را نمی خواهد تنم ۱
تا مگر بر دامنت افتد ز خونم قطره ای
در فراق جان شیرین دست و پایی می زنم ۲
ای مراد دل رقیبانت به خونم تشنه اند
لطف باشد گر نیندازی به کام دشمنم ۳
گوییا ما را ز آب تیغ تو روزی نبود
ور نه از لطف تو تقصیرت نشد در کشتنم ۴
شاهدی را جان همی سوزد ز فرط اشتیاق
باورش گر نیست بنگر شعله در پیراهنم ۵
بی لبت هم جان شیرین را نمی خواهد تنم ۱
تا مگر بر دامنت افتد ز خونم قطره ای
در فراق جان شیرین دست و پایی می زنم ۲
ای مراد دل رقیبانت به خونم تشنه اند
لطف باشد گر نیندازی به کام دشمنم ۳
گوییا ما را ز آب تیغ تو روزی نبود
ور نه از لطف تو تقصیرت نشد در کشتنم ۴
شاهدی را جان همی سوزد ز فرط اشتیاق
باورش گر نیست بنگر شعله در پیراهنم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۶۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۱ - بی تو به گلشنم نکشد دل به باغ هم
گوهر بعدی:شماره ۹۳ - خونم از مستی طریق عقل را گم میکنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.