خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از عشق و درد فراق سخن میگوید. او از غفلت معشوق، تأثیر عشق بر جان و دل، و ناامیدی از گذر زمان مینالد. شاعر با استفاده از تصاویر شعری مانند شراب کوثر، خمار، پیکانهای دل، و چرخ دوران، احساسات عمیق خود را بیان میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از تصاویر و استعارههای مورد استفاده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.
شماره ۱۰۸ - ما را درون پرآتش و غافل نگار از آن
ما را درون پرآتش و غافل نگار از آن
لعلش شراب کوثر و ما را خمار از آن ۱
گفتم به طول عمر شود کارم از تو راست
جانم رسید برلب و بگذشت کار از آن ۲
روزی به عمر نسبت قد تو کرده ام
عمر دراز رفت و من شرمسار از آن ۳
پیکانها که در دلم از ناوک تو بود
بردم به زیر خاک بسی یادگار از آن ۴
عشقت چو در درون دل و جان قرار یافت
زین رفت عقل و دانش و صبر و قرار از آن ۵
دوران چرخ چون نبود بر مراد خود
ای شاهدی مکن گله روزگار از آن ۶
لعلش شراب کوثر و ما را خمار از آن ۱
گفتم به طول عمر شود کارم از تو راست
جانم رسید برلب و بگذشت کار از آن ۲
روزی به عمر نسبت قد تو کرده ام
عمر دراز رفت و من شرمسار از آن ۳
پیکانها که در دلم از ناوک تو بود
بردم به زیر خاک بسی یادگار از آن ۴
عشقت چو در درون دل و جان قرار یافت
زین رفت عقل و دانش و صبر و قرار از آن ۵
دوران چرخ چون نبود بر مراد خود
ای شاهدی مکن گله روزگار از آن ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۷ - آمد نگار بر در دل دیده باز کن
گوهر بعدی:شماره ۱۰۹ - عمر در صبر شد و وعدۀ دیدار همان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.