هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غزلگونه، بیانگر عشق و دلدادگی شاعر به معشوق است. در آن از تشبیهات و استعارههای زیبا مانند شمشیر جنگ، تیر غمزه، و دل پر خون استفاده شده است. شاعر از فراق و درد عشق مینالد و معشوق را ستایش میکند.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۱۱۰ - ای جان فدای جمله به شمشیر جنگ تو
ای جان فدای جمله به شمشیر جنگ تو
کس در جهان ندید سواری به تنگ تو ۱
تا زد کمان ابروی تو تیر غمزه را
این بس ولی که گشت نشان خدنگ تو ۲
گر همچوعود سوزم و چون نی فغان کنم
نبود خلاص رشته جان را ز چنگ تو ۳
فارغ شدی دماغ ز بوی گل و بوی گل وسمن
گر یار هر یکی نشدی آب و رنگ تو ۴
چون شیشه ایست این دل پر خون شاهدی
او را کجاست تاب دل همچو سنگ تو ۵
کس در جهان ندید سواری به تنگ تو ۱
تا زد کمان ابروی تو تیر غمزه را
این بس ولی که گشت نشان خدنگ تو ۲
گر همچوعود سوزم و چون نی فغان کنم
نبود خلاص رشته جان را ز چنگ تو ۳
فارغ شدی دماغ ز بوی گل و بوی گل وسمن
گر یار هر یکی نشدی آب و رنگ تو ۴
چون شیشه ایست این دل پر خون شاهدی
او را کجاست تاب دل همچو سنگ تو ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۴۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۹ - عمر در صبر شد و وعدۀ دیدار همان
گوهر بعدی:شماره ۱۱۱ - تا کی کنیم آتش دل را نهان از او
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.