هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی است که از زبان عاشقی خطاب به مرشدی سخن می‌گوید و درخواست می‌کند که رازهای عشق و حقیقت را نه به زاهدان، بلکه به عاشقانِ رنجدیده مانند خودش بیان کند. شاعر تأکید دارد که وصف گل (نماد زیبایی و حقیقت) باید به بلبل (نماد عاشق) گفته شود، نه به پرندگانِ بی‌ذوق. همچنین، از مرشد می‌خواهد که با نرمی و لطف راهنمایی کند.
رده سنی: 16+ محتوا دارای مفاهیم عرفانی و شاعرانه‌ای است که برای درک عمیق‌تر، به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و نمادها (مانند عشق، زهد، و مرشد) ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم باشد.

شماره ۱۱۳ - جانا به لطف خویش به ما یک سخن بگو

جانا به لطف خویش به ما یک سخن بگو
با اهل راز یک خبری زان دهن بگو ۱

زاهد ز عشق و محنت او نیست با خبر
این نکته را به عاشق زار چو من بگو ۲

با زاغ و با زغن صفت گل نه لایق است
اوصاف گل به بلبل شیرین سخن بگو ۳

با پیرهن چه حاجت وصف حیات و موت
اوصاف عمر و دولت جان را به تن بگو ۴

تندی مکن به شاهدی ای مرشد نصوح
با او به حسن و لطف ز وجه حسن بگو ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۳۶۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۱۲ - دل و جگر به غم تو کباب شد هر دو
گوهر بعدی:شماره ۱۱۴ - خوشا شب تا سحر با او نشسته
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.