خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر عاشقانه با زبانی نمادین و پر از استعاره، به بیان احساسات شاعر نسبت به معشوق میپردازد. شاعر در ابیات مختلف، معشوق را به چیزهای زیبا مانند ماه، سرو و جادو تشبیه میکند و برتری او را بر همهی اینها تأکید مینماید. همچنین، شاعر از نداشتن عشق و معرفت در دیگران شکایت میکند و معشوق خود را بینظیر میداند.
این شعر حاوی مضامین عاشقانهای است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیدهتر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد که معمولاً از نوجوانی به بعد شکل میگیرد.
شماره ۱۲۲ - دلا گر عشق مهروئی نداری
دلا گر عشق مهروئی نداری
برو کز معرفت بوئی نداری ۱
بیا ای سرو و بر چشمم بکن جا
کزین بهتر لب جویی نداری ۲
برو ای ماه با رویش مزن لاف
که خال و چشم و ابرویی نداری ۳
برو ای شاهدی و گوشه ای گیر
که چون او چشم جادویی نداری ۴
مکش جانا به تندی شاهدی را
که چون او یار خوش خویی نداری ۵
برو کز معرفت بوئی نداری ۱
بیا ای سرو و بر چشمم بکن جا
کزین بهتر لب جویی نداری ۲
برو ای ماه با رویش مزن لاف
که خال و چشم و ابرویی نداری ۳
برو ای شاهدی و گوشه ای گیر
که چون او چشم جادویی نداری ۴
مکش جانا به تندی شاهدی را
که چون او یار خوش خویی نداری ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۱ - دو زلف سرکش دلبند داری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.