هوش مصنوعی:
شاعر در این متن به توصیف عشق و دلباختگی خود به معشوق میپردازد. او از زلفهای سرکش و دلربای معشوق، لب لعل و شیریناش، و جذابیتهای دیگر او سخن میگوید و از عشق دیوانهوار خود مینالد. همچنین، شاعر از معشوق میخواهد که به جای نصیحتهای دیگران، به خودش توجه کند.
رده سنی:
15+
این متن یک شعر عاشقانه کلاسیک است که دارای مفاهیم عمیق عاطفی و ادبی است. درک کامل آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کهن دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات بهکار رفته ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۱۲۱ - دو زلف سرکش دلبند داری
دو زلف سرکش دلبند داری
که در هر یک بسی دل بند داری ۱
شدم دیوانه در سودای زلفت
در ین قیدم بگو تا چند داری ۲
چه شد گر زان لب لعل شکر بار
به دشنامی مرا خرسند داری ۳
ز بهر چشم بد بر آتش رخ
ز انواع گهر هر چند داری ۴
ز نصح شاهدی بگذر تو ای شیخ
به خود پندی بده گر پند داری ۵
که در هر یک بسی دل بند داری ۱
شدم دیوانه در سودای زلفت
در ین قیدم بگو تا چند داری ۲
چه شد گر زان لب لعل شکر بار
به دشنامی مرا خرسند داری ۳
ز بهر چشم بد بر آتش رخ
ز انواع گهر هر چند داری ۴
ز نصح شاهدی بگذر تو ای شیخ
به خود پندی بده گر پند داری ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۳۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۰ - بگو به یار که کاشانه که می پرسی
گوهر بعدی:شماره ۱۲۲ - دلا گر عشق مهروئی نداری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.