هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غمگین، از درد فراق و عشق ناکام سخن میگوید. شاعر از بیتوجهی معشوق، غم عاشقان، وصف زیباییهای معشوق مانند زلف و چهرهاش، و تلخی زندگی بدون او مینالد. همچنین، از آرزوی دیدار و تسکین دردها با حضور معشوق صحبت میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و غمگین، همراه با استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده، ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، احساسات شدید و ناامیدی بیانشده در شعر更适合 برای سنین بالاتر است.
شماره ۸ - نمی کنی نظری بیدلان غمگین را
نمی کنی نظری بیدلان غمگین را
همی ک شی به جفا عاشقان مسکین را ۱
صبا حکایت زلفت به هر که شهر بگفت
دگر مجال مده مردم سخن چین را ۲
ای به طرف گلستان نشانده نرگس مست
ز شاخ سنبل تر سایه کرده نسرین را ۳
بیا که بی تو جهانم به چشم تاریک است
مگر به روی تو روشن کنم جهان بین را ۴
برفتی و ز فراق تو زندگی تلخ است
بیا که بر تو فشانیم جان شیرین را ۵
مرا سری ست که بر آستانه ای دارم
که سالها که ندیده است روی بالین را ۶
تو تیغ می زن و بگذار تا من حیران
نظاره همی کنم آن ساعد نگارین را ۷
روا مدار که بر باد می رود جان ها
به دست باد مده آن دو زلف مشکین را ۸
به کفر زلف تو دنیا ز دست داد جلال
از آن سبب که به دنیا نمی دهد دین را ۹
همی ک شی به جفا عاشقان مسکین را ۱
صبا حکایت زلفت به هر که شهر بگفت
دگر مجال مده مردم سخن چین را ۲
ای به طرف گلستان نشانده نرگس مست
ز شاخ سنبل تر سایه کرده نسرین را ۳
بیا که بی تو جهانم به چشم تاریک است
مگر به روی تو روشن کنم جهان بین را ۴
برفتی و ز فراق تو زندگی تلخ است
بیا که بر تو فشانیم جان شیرین را ۵
مرا سری ست که بر آستانه ای دارم
که سالها که ندیده است روی بالین را ۶
تو تیغ می زن و بگذار تا من حیران
نظاره همی کنم آن ساعد نگارین را ۷
روا مدار که بر باد می رود جان ها
به دست باد مده آن دو زلف مشکین را ۸
به کفر زلف تو دنیا ز دست داد جلال
از آن سبب که به دنیا نمی دهد دین را ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۱۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷ - روز اوّل که به چشمت نظر افتاد مرا
گوهر بعدی:شماره ۹ - زلفی که چو دود است بر آتش وطن او را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.