هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق و فراق سخن می‌گوید و بیان می‌کند که هیچ چیز دیگری جز وصال معشوق برایش اهمیت ندارد. او از بی‌تابی و بی‌قراری خود در فراق می‌گوید و تأکید می‌کند که هیچ زیبایی و کامیابی دیگری در دنیا برایش ارزشمند نیست. همچنین، او از بی‌اعتنایی به ملامت مردم و بدنامی در راه عشق سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'خونم از دیده بپالود' ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.

شماره ۴۸ - «یعلم اللّه» که مرا از تو شکیبایی نیست

«یعلم اللّه» که مرا از تو شکیبایی نیست
طاقت روز فراق و شب تنهایی نیست ۱

دین و دنیا چه بود وصل تو خواهم که مرا
هیچ کامی دگر از دینی و دنیایی نیست ۲

ناگهت در گذر خلق بگیرم روزی
تشنه و آب روان جای شکیبایی نیست ۳

عاشقان را که سر کوی ملامت جای است
غم بدنامی و اندیشه رسوایی نیست ۴

خلق گویند که زیباتر از این یاری گیر
در جهان گشتم و مثل تو به زیبایی نیست ۵

نه من سوخته سودای تومی ورزم و بس
هیچ سر نیست که در عشق تو سودایی نیست ۶

خونم از دیده بپالود و کنون در تن من
آنقدر خون که بدان دست بیالایی نیست ۷

داشتم یک دل و بردی دگرت چیست مراد
هر زمانم دلی از نو که تو بربایی نیست ۸

سخن عشق چه گویی بر نااهل جلال
چه کشی سرمه در آن دیده که بینایی نیست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۷ - مونس ما ای صبا بجز تو کسی نیست
گوهر بعدی:شماره ۴۹ - دل از هوای تو دشوار بر توانم داشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.