هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از درد دوری از معشوق و سختیهای عشق سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای عمیق، حالات روحی خود را در فراق یار بیان میکند. او از شمع و شعله، تیرباران بلا، طوفان اشک و دیگر عناصر طبیعی برای توصیف عشق و رنج خود استفاده میکند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۵۲ - جان ما دوری ز خاک کوی جانان برنتافت
جان ما دوری ز خاک کوی جانان برنتافت
کوی جانان از لطافت زحمت جان بر نتافت ۱
شعله ای زد شمع رویش هر دو عالم محو شد
ذره بی تاب تاب مهر تابان برنتافت ۲
گفتمش جان است آن لب گشت چون از نازکی
این سخن لعل لب جان بخش جانان بر نتافت ۳
تیر باران بلا بود و دل اندر راه او
پشت بر جان کرد و روی از تیرباران برنتافت ۴
قالب خاکی من شد غرقه در غرقاب اشک
کز تنور سینه ام زین بیش طوفان بر نتافت ۵
خود چگونه بر تواند تافت خون عالمی
گردنی کز نازکی بار گریبان بر نتافت ۶
پای او بر دیده مالیدم شد از مژگان به رنج
برگ گل سر تیزی خار مغیلان بر نتافت ۷
هر که در این پرده محرم شد ز خود بیگانه گشت
هر که با این درد الفت یافت درمان بر نتافت ۸
شعله دل سر برآورد از گریبان جلال
زان که آتش بیش ازین در زیر دامان بر نتافت ۹
کوی جانان از لطافت زحمت جان بر نتافت ۱
شعله ای زد شمع رویش هر دو عالم محو شد
ذره بی تاب تاب مهر تابان برنتافت ۲
گفتمش جان است آن لب گشت چون از نازکی
این سخن لعل لب جان بخش جانان بر نتافت ۳
تیر باران بلا بود و دل اندر راه او
پشت بر جان کرد و روی از تیرباران برنتافت ۴
قالب خاکی من شد غرقه در غرقاب اشک
کز تنور سینه ام زین بیش طوفان بر نتافت ۵
خود چگونه بر تواند تافت خون عالمی
گردنی کز نازکی بار گریبان بر نتافت ۶
پای او بر دیده مالیدم شد از مژگان به رنج
برگ گل سر تیزی خار مغیلان بر نتافت ۷
هر که در این پرده محرم شد ز خود بیگانه گشت
هر که با این درد الفت یافت درمان بر نتافت ۸
شعله دل سر برآورد از گریبان جلال
زان که آتش بیش ازین در زیر دامان بر نتافت ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۸۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۱ - دوش در سودای او بر من به بیداری گذشت
گوهر بعدی:شماره ۵۳ - آن سرو گل اندام که در زیر قبا رفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.