هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی است که به بیان رازهای درونی، عشق، غم و ناگفتنیهای دل میپردازد. شاعر از ناتوانی در بیان احساسات عمیق، محدودیت عقل در درک عشق و رازداری در مورد رنجهای عاشقانه سخن میگوید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۵۷ - راز غم دوستان به کس نتوان گفت
راز غم دوستان به کس نتوان گفت
هرچه ببینند باز پس نتوان گفت ۱
ولوله شوق را هوا نتوان خواند
غلغله عشق را هوس نتوان گفت ۲
در دل ما عقل و عشق راست نیاید
صعوه و سیمرغ هم قفس نتوان گفت ۳
چیست جهان تا مرا به چشم درآید
بر لب دریا حدیث خس نتوان گفت ۴
ره به سراپرده تو عقل نیارد
منزل سیمرغ با مگس نتوان گفت ۵
گرچه مرا جز غم تو هم نفسی نیست
راز غمت پیش هم نفس نتوان گفت ۶
هیچ کسانیم و سرّ هیچ کسی را
تا به تو گفتم به هیچ کس نتوان گفت ۷
قصه دل خواستم که با تو بگویم
دیدم دل پیش تست پس نتوان گفت ۸
وصل نیابی جلال زان که گدا را
در حرم شاه دسترس نتوان گفت ۹
هرچه ببینند باز پس نتوان گفت ۱
ولوله شوق را هوا نتوان خواند
غلغله عشق را هوس نتوان گفت ۲
در دل ما عقل و عشق راست نیاید
صعوه و سیمرغ هم قفس نتوان گفت ۳
چیست جهان تا مرا به چشم درآید
بر لب دریا حدیث خس نتوان گفت ۴
ره به سراپرده تو عقل نیارد
منزل سیمرغ با مگس نتوان گفت ۵
گرچه مرا جز غم تو هم نفسی نیست
راز غمت پیش هم نفس نتوان گفت ۶
هیچ کسانیم و سرّ هیچ کسی را
تا به تو گفتم به هیچ کس نتوان گفت ۷
قصه دل خواستم که با تو بگویم
دیدم دل پیش تست پس نتوان گفت ۸
وصل نیابی جلال زان که گدا را
در حرم شاه دسترس نتوان گفت ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۱۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۶ - هر شب از هجر تو تا روز نمی یارم خفت
گوهر بعدی:شماره ۵۸ - ماییم و غم عشق و سر کوی ملامت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.