هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر درد هجران و عشق نافرجام است. شاعر از بیقراری و بیخوابی ناشی از دوری معشوق میگوید و احساسات عمیق خود را با تصاویر شاعرانه مانند قطرههای اشک، الماس، گل و خورشید توصیف میکند. او از آشفتگی و دیوانگی عشق سخن میگوید و صبر نکردن در فراق را طبیعی میداند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار بوده و ممکن است برای آنها نامناسب باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند 'خون دل' و 'دیوانگی' نیاز به بلوغ عاطفی دارند.
شماره ۵۶ - هر شب از هجر تو تا روز نمی یارم خفت
هر شب از هجر تو تا روز نمی یارم خفت
با کسی واقعه خویش نمی یارم گفت ۱
زیر پهلوی هر آن کس که پُر از خار بود
همه شب هیچ شکی نیست که نتواند خفت ۲
هر یک از تار مژه قطره آبی دارد
این چنین گوهر پاکیزه به الماس که سفت ۳
خون دل دیده چو بر چهره چکاند گویم
بازم از این دل دیوانه گلی نو بشکفت ۴
بختم از نرگس پرخواب تو شد اندر خواب
یا ز آشفتگی زلف سیاهت آشفت ۵
خاک کوی تو دریغ است که بر باد رود
جز به مژگان نتوان خاک سر کوی تو رُفت ۶
مهر رخسار تو در دل نتوان داشت نهان
بر گل تیره نشاید رخ خورشید نهفت ۷
ای عزیزان! من اگر صبر ندارم از دوست
صبر از جان نتوان کرد مدارید شگفت ۸
تا جلال از تو جدا گشت به جان نالان است
آه از آن بلبل نالان که شود طاق از جفت ۹
با کسی واقعه خویش نمی یارم گفت ۱
زیر پهلوی هر آن کس که پُر از خار بود
همه شب هیچ شکی نیست که نتواند خفت ۲
هر یک از تار مژه قطره آبی دارد
این چنین گوهر پاکیزه به الماس که سفت ۳
خون دل دیده چو بر چهره چکاند گویم
بازم از این دل دیوانه گلی نو بشکفت ۴
بختم از نرگس پرخواب تو شد اندر خواب
یا ز آشفتگی زلف سیاهت آشفت ۵
خاک کوی تو دریغ است که بر باد رود
جز به مژگان نتوان خاک سر کوی تو رُفت ۶
مهر رخسار تو در دل نتوان داشت نهان
بر گل تیره نشاید رخ خورشید نهفت ۷
ای عزیزان! من اگر صبر ندارم از دوست
صبر از جان نتوان کرد مدارید شگفت ۸
تا جلال از تو جدا گشت به جان نالان است
آه از آن بلبل نالان که شود طاق از جفت ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۳۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۵ - رفت عمر و غم عشقش ز دل ریش نرفت
گوهر بعدی:شماره ۵۷ - راز غم دوستان به کس نتوان گفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.