هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق عمیق و پایدار خود سخن می‌گوید. او بیان می‌کند که دل و جانش در راه معشوق فدا شده و هیچ چیز نمی‌تواند این عشق را از بین ببرد. شاعر همچنین به مفاهیمی مانند وفاداری، مهر، و خطرات عشق اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات نیاز به تفسیر و دانش ادبی دارند.

شماره ۶۷ - دل نیست که در کوی تو در خاک نگردد

دل نیست که در کوی تو در خاک نگردد
جان نیست که از دست غمت چاک نگردد ۱

ز آیینه رخسار به یک سوفکن آن زلف
نوری ندهد آینه تا پاک نگردد ۲

از جان نرود نقش تو تا چرخ نشوید
وز سر نرود مهر تو تا خاک نگردد ۳

تا گردش افلاک بود مهر تو ورزم
آری مگر آن روز که افلاک نگردد ۴

در دیده نیابد دل و جان من اگرچه
در بحر محال است که خاشاک نگردد ۵

خواهد که عنان از دل خلقی بر باید
باید که چنین بسته فتراک نگردد ۶

از گوهر عشق آنکه خبردار نباشد
پیرامن آن بحر خطرناک نگردد ۷

ناموس جلال ار برود باک نباشد
نامی نکند رند چو بی باک نگردد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۶ - تا کی اندر طلبت دل به جهان در گردد
گوهر بعدی:شماره ۶۸ - از آن سنبل که بر گلنار دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.