هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر درد و غم فردی است که از عشق و فراق رنج میکشد و توانایی بیان آن را ندارد. شاعر از ناتوانی در رساندن پیام خود، دلتنگی برای معشوق، و تأثیر عمیق عشق بر زندگی خود سخن میگوید. همچنین، اشارهای به دشواریهای عشق و فداکاریهای ناشی از آن دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات در شعر نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد.
شماره ۱۰۳ - آن را که غمی باشد و گفتن نتواند
آن را که غمی باشد و گفتن نتواند
شب تا به سحر نالد و خفتن نتواند ۱
از ما بشنو قصّه ما ورنه چه حاصل
پیغام که باد آرد و گفتن نتواند ۲
بی بوی وصالت نگشاید دل تنگم
بی باد صبا غنچه شکفتن نتواند ۳
از اشک زدم آب همه کوی تو تا باد
خاشاک سر کوی تو رُفتن نتواند ۴
شوریده تواند که کند ترک سر خویش
ترک سر زلف تو گرفتن نتواند ۵
اندر دل ما عکس رخ خوب تو پیداست
در آینه کس چهره نهفتن نتواند ۶
جوینده چه سختی ست که بر خود نکند سهل
فرهاد چه سنگ است که سفتن نتواند ۷
آن شد که جلال از سر کوی تو شود دور
کز ضعف چنان است که رفتن نتواند ۸
شب تا به سحر نالد و خفتن نتواند ۱
از ما بشنو قصّه ما ورنه چه حاصل
پیغام که باد آرد و گفتن نتواند ۲
بی بوی وصالت نگشاید دل تنگم
بی باد صبا غنچه شکفتن نتواند ۳
از اشک زدم آب همه کوی تو تا باد
خاشاک سر کوی تو رُفتن نتواند ۴
شوریده تواند که کند ترک سر خویش
ترک سر زلف تو گرفتن نتواند ۵
اندر دل ما عکس رخ خوب تو پیداست
در آینه کس چهره نهفتن نتواند ۶
جوینده چه سختی ست که بر خود نکند سهل
فرهاد چه سنگ است که سفتن نتواند ۷
آن شد که جلال از سر کوی تو شود دور
کز ضعف چنان است که رفتن نتواند ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۵۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۲ - چون مرغ سحر در غم گلزار بنالد
گوهر بعدی:شماره ۱۰۴ - باز در سودای او امروز جان خواهم فشاند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.