هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بیان عشق و اشتیاق شدید خود به معشوق می‌پردازد. او حاضر است جان خود را فدا کند، عشق را در دل بکارد و اشک‌هایش را در همه جا بپاشد. همچنین، از امید وصال و تأثیر یاد معشوق بر خود سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند.

شماره ۱۰۴ - باز در سودای او امروز جان خواهم فشاند

باز در سودای او امروز جان خواهم فشاند
آستین شوق بر هر دو جهان خواهم فشاند ۱

گر بگیرد دست من در پاش سر خواهم فکند
ور بخواهد جان من بر وی روان خواهم فشاند ۲

مهر رویش را دفین در کان دل خواهم نهاد
تخم عشقش در خراب آباد جان خواهم فشاند ۳

هست چیزی در خور رویش که آن را نام نیست
چشم بد را جان سپندآسا بر آن خواهم فشاند ۴

تا برآید نام ما از عاشقی در هر زمین
دانه های اشک خود بر هر کران خواهم فشاند ۵

ز آتش هجران چو بر یاد آید امّید وصال
بس که آب دیده در این خاکدان خواهم فشاند ۶

صبحدم همچون جلال از تاب مهر روی او
آتش آه از زمین بر آسمان خواهم فشاند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۳ - آن را که غمی باشد و گفتن نتواند
گوهر بعدی:شماره ۱۰۵ - اگر نسیم صبا زلف او برافشاند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.