هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه بیانگر عشق عمیق و پایدار شاعر به معشوق است که با وجود رنج‌ها و دوری‌ها، هرگز از دل و ذهن او خارج نمی‌شود. شاعر تأکید می‌کند که حتی با مرگ نیز این عشق از بین نمی‌رود و همیشه در قلب او باقی می‌ماند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و رنج‌های عشق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان ادبی بالا نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

شماره ۱۱۸ - مرا خیال وصالش ز سر به در نرود

مرا خیال وصالش ز سر به در نرود
اگر سرم برود عشق او ز سر نرود ۱

من این معاینه با خود به خاک خواهم برد
که حسرت است که هرگز ز دل به در نرود ۲

ز دست هجر تو یک روز نگذرد که مرا
هزار غصّه و خونابه در جگر نرود ۳

شراب صرف محبّت حرام باد بر آن
که چون رود ز جهان مست و بی خبر نرود ۴

هزار سال بخسبم به زیر خاک و هنوز
ز لوح سینه من نقش آن به سر نرود ۵

اگر تیغ و سنان قصد جان کند محبوب
محبّت از دل عاشق بی غم و غصه نرود ۶

رواست کز همه عالم نظر فروبندم
که نقش آنکه بود در دل از نظر نرود ۷

حدیث روضه رضوان مکن که خاطر را
ز کوی دوست به سر منزل دگر نرود ۸

بسوز خرمن عمرت جلال از آتش عشق
که خرمنی که بسوزد به باد بر نرود ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۷۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۱۷ - ازین دیار برفتیم و خوش دیاری بود
گوهر بعدی:شماره ۱۱۹ - دل از بند زلفت رها کی شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.