هوش مصنوعی:
این متن بیانگر درد و رنج عشق نافرجام و تلاش بیثمر برای فراموشی آن است. شاعر از ناتوانی در کنار گذاشتن عشق و غم آن سخن میگوید، حتی با وجود پندهای بسیار و تلاشهای مکرر. همچنین، اشارهای به ناامیدی و پذیرش رنج به عنوان بخشی از رسیدن به مراد دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیده مانند عشق نافرجام، غم و ناامیدی است که درک و پردازش آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، این شعر نیاز به درک نسبی از ادبیات کلاسیک فارسی دارد.
شماره ۱۲۰ - یک لحظه درد عشق تو از دل نمی شود
یک لحظه درد عشق تو از دل نمی شود
وز دیده نقش روی تو زایل نمی شود ۱
گویند پند ده دل شیدای خویش را
بسیار پند دادم و عاقل نمی شود ۲
در ورطه ای ست کشتی صبرم به بحر عشق
کز غرقه گاه موج به ساحل نمی شود ۳
هر دم به حالتی دگر افتم ز دست غم
لیکن به هیچ حال غم از دل نمی شود ۴
ای دل مبر امّید که بی رنج هیچ دست
در گردن مراد حمایل نمی شود ۵
گویند سعی کن که شود کام حاصلت
من سعی می نمایم و حاصل نمی شود ۶
صدبار اوفتاد به دام بلا جلال
خود پند می نگیرد و کامل نمی شود ۷
وز دیده نقش روی تو زایل نمی شود ۱
گویند پند ده دل شیدای خویش را
بسیار پند دادم و عاقل نمی شود ۲
در ورطه ای ست کشتی صبرم به بحر عشق
کز غرقه گاه موج به ساحل نمی شود ۳
هر دم به حالتی دگر افتم ز دست غم
لیکن به هیچ حال غم از دل نمی شود ۴
ای دل مبر امّید که بی رنج هیچ دست
در گردن مراد حمایل نمی شود ۵
گویند سعی کن که شود کام حاصلت
من سعی می نمایم و حاصل نمی شود ۶
صدبار اوفتاد به دام بلا جلال
خود پند می نگیرد و کامل نمی شود ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۸۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۹ - دل از بند زلفت رها کی شود
گوهر بعدی:شماره ۱۲۱ - شب نیست کز غمت دل من خون نمی شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.