هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از معشوق خود با تشبیهات زیبا و پراحساس یاد می‌کند. او از لعل لب معشوق، سروبالای او، و جمالش سخن می‌گوید و آرزو می‌کند که معشوق به او توجه کند. شاعر همچنین از غم و اندوه خود می‌گوید و از معشوق می‌خواهد که به او رحم کند.
رده سنی: 16+ متن شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تشبیهات و اصطلاحات ممکن است نیاز به دانش ادبی داشته باشند که معمولاً در سنین بالاتر کسب می‌شود.

شماره ۱۲۶ - گر از لعل تو کام جان برآید

گر از لعل تو کام جان برآید
بر ما کار جان آسان برآید ۱

عذار تو گلی بالات سروی ست
که گرد باغ ناگاهان برآید ۲

ز خجلت گل ز بستان برنیاید
ولیکن سرو از بستان برآید ۳

بیا تدبیر آب چشم من کن
وگرنه در جهان طوفان برآید ۴

شبی خواهم که پنهان پیشم آیی
ولی خورشید کی پنهان برآید ۵

لبت جانست و خطّت مور ما را
نمی باید که مور از جان برآید ۶

جلال! اوصاف لعل او فرو خوان
که شور از مجلس مستان برآید ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۲۵ - بی روی دل افروزت عمرم به چه کار آید
گوهر بعدی:شماره ۱۲۷ - هیهات که نامم به زبان تو برآید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.