هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و هجران سخن میگوید و با استفاده از تصاویر زیبایی مانند زلف نگارین، لب شیرین، و می رنگین، احساسات عمیق خود را بیان میکند. او از غم و دوری رنج میبرد و آرزوی دیدار معشوق و چشیدن لذتهای زندگی را دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و غمانگیز است و ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به شراب و مستی ممکن است برای گروههای سنی پایینتر مناسب نباشد.
شماره ۱۲۸ - بویی ز سر زلف نگارین به من آرید
بویی ز سر زلف نگارین به من آرید
یک نافه از آن طرّه مشکین به من آرید ۱
از چشم و رخم سیم و گهر تحفه بریدش
وز زلف و رُخش سنبل و نسرین به من آرید ۲
تا بوک به شیرینی جان را به لب آرم
یک ره سخنی زان لب شیرین به من آرید ۳
مخمورم و جانم به سوی مَی نگران است
آخر سبک آن ساغر سنگین به من آرید ۴
با کعبه به من می نرسد بوی خرابات
از پیش دلم آن ببرید این به من آرید ۵
کو صبر که از دور رسد نوبت مخمور
یک جرعه مَی از دور نخستین به من آرید ۶
خواهید که از خاک برآیم پس صد سال
از میکده بوی می رنگین به من آرید ۷
هر گه که غمی گشت به دیدار دلم گفت
غم را نخورد جز دل غمگین به من آرید ۸
احوال جلال از غم هجران به چه سان است
روزی خبر عاشق مسکین به من آرید ۹
یک نافه از آن طرّه مشکین به من آرید ۱
از چشم و رخم سیم و گهر تحفه بریدش
وز زلف و رُخش سنبل و نسرین به من آرید ۲
تا بوک به شیرینی جان را به لب آرم
یک ره سخنی زان لب شیرین به من آرید ۳
مخمورم و جانم به سوی مَی نگران است
آخر سبک آن ساغر سنگین به من آرید ۴
با کعبه به من می نرسد بوی خرابات
از پیش دلم آن ببرید این به من آرید ۵
کو صبر که از دور رسد نوبت مخمور
یک جرعه مَی از دور نخستین به من آرید ۶
خواهید که از خاک برآیم پس صد سال
از میکده بوی می رنگین به من آرید ۷
هر گه که غمی گشت به دیدار دلم گفت
غم را نخورد جز دل غمگین به من آرید ۸
احوال جلال از غم هجران به چه سان است
روزی خبر عاشق مسکین به من آرید ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۶۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۷ - هیهات که نامم به زبان تو برآید
گوهر بعدی:شماره ۱۲۹ - چون سرانگشت آن نگارین دید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.