هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق است. او از دیدن معشوق و زیباییهایش لذت میبرد، اما در عین حال از دوری و حسرت نیز رنج میبرد. شاعر از عناصر طبیعت مانند سرو، گلستان، و خورشید برای توصیف معشوق استفاده میکند و احساسات خود را با تصاویر زیبا و پراحساس بیان مینماید.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عاشقانه و عارفانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک برخی از استعارهها و تشبیههای بهکار رفته در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
شماره ۱۳۴ - تا که آمد دیده را بالای جانان در نظر
تا که آمد دیده را بالای جانان در نظر
خوش نمی آید مرا سرو خرامان در نظر ۱
خرّم آن دم کز لب و رخسار او باشد مرا
جام باده بر لب و طرف گلستان در نظر ۲
چون نظر بر رویت اندازم شود اشکم روان
آب در چشم آورد خورشید تابان در نظر ۳
چون لب لعلت ببینم حسرتم گردد فزون
من چنین لب تشنه و آنگه آب حیوان در نظر ۴
هر شبی خاک سر کوی تو بالین من است
زان نمی آید مرا ملک سلیمان در نظر ۵
بی لب غنچه نمایت دوش رفتم در چمن
غنچه می آمد مرا مانند پیکان در نظر ۶
امشب ای دیده خیالش می رسد مهمان پذیر
هر چه اندر خانه داری پیش مهمان در نظر ۷
زان هوس بگذر جلالا کی ببینی روی او
خود کجا آید کسی را صورت جان در نظر ۸
خوش نمی آید مرا سرو خرامان در نظر ۱
خرّم آن دم کز لب و رخسار او باشد مرا
جام باده بر لب و طرف گلستان در نظر ۲
چون نظر بر رویت اندازم شود اشکم روان
آب در چشم آورد خورشید تابان در نظر ۳
چون لب لعلت ببینم حسرتم گردد فزون
من چنین لب تشنه و آنگه آب حیوان در نظر ۴
هر شبی خاک سر کوی تو بالین من است
زان نمی آید مرا ملک سلیمان در نظر ۵
بی لب غنچه نمایت دوش رفتم در چمن
غنچه می آمد مرا مانند پیکان در نظر ۶
امشب ای دیده خیالش می رسد مهمان پذیر
هر چه اندر خانه داری پیش مهمان در نظر ۷
زان هوس بگذر جلالا کی ببینی روی او
خود کجا آید کسی را صورت جان در نظر ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۷۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۳ - هر شبی بر خاک کویت جای سازم تا سحر
گوهر بعدی:شماره ۱۳۵ - چشم مستت می زند هر لحظه ام تیری دگر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.