هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر درد دل شاعر از عشق و تیرهای نگاه معشوق است. شاعر از دیوانگی دل خود و زنجیر عشق می‌گوید و اشاره می‌کند که هیچ درمانی برای دردش وجود ندارد. او همچنین به تقدیر و سرنوشت ازلی اشاره کرده و از تأثیر شعرهای جلال به عنوان تنها مرهم دلش یاد می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای سنین پایین‌تر دشوار بوده و ممکن است نیاز به بلوغ فکری و عاطفی داشته باشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده، فهم شعر را برای مخاطبان جوان‌تر چالش‌برانگیز می‌کند.

شماره ۱۳۵ - چشم مستت می زند هر لحظه ام تیری دگر

چشم مستت می زند هر لحظه ام تیری دگر
تیر چشمت می زند هر لحظه نخجیری دگر ۱

هر زمان تیری زنی از نوک مژگان بر دلم
من نشینم منتظر تا کی زنی تیری دگر ۲

این دل دیوانه چون خو کرده زنجیر تست
بعد از اینش کی توان بستن به زنجیری دگر ۳

جان ز من می خواستی در پایت افشاندم روان
غیر ازین واقع نگشت از بنده تقصیری دگر ۴

در علاج درد و تیماری که در جان من است
هر یکی از دوستان کردند تقریری دگر ۵

من به سعی دوستان نیکو نخواهم گشت از آنک
بر سر ما در ازل رفته است تقدیری دگر ۶

چون به تدبیر کس این مشکل نخواهد گشت حل
ترک تدبیر است چاره نیست تدبیری دگر ۷

جز غزلهای جلال ای مطرب خوشخوان مخوان
شعر شورانگیز او را هست تأثیری دگر ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۳۴ - تا که آمد دیده را بالای جانان در نظر
گوهر بعدی:شماره ۱۳۶ - زلف و رخ تو شب است و هم نور
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.