هوش مصنوعی: شاعر در این متن به ستایش شراب و می‌نوشی پرداخته و از عشق و مستی عارفانه سخن می‌گوید. او از حیات ابدی که از باده می‌یابد سخن می‌گوید و عاشقان و عارفان را مست و مدهوش این می‌ناب می‌داند. همچنین، از هشیاران می‌خواهد که مستان عشق را ملامت نکنند و به رسم رندان احترام بگذارند.
رده سنی: 16+ متن شامل مفاهیم عرفانی و استعاری مربوط به شراب و مستی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامناسب یا نامفهوم باشد. همچنین، برخی از مضامین نیاز به درک عمیق‌تری از ادبیات و فلسفه دارند.

شماره ۱۵۸ - به سر طواف کنم بر در شراب فروش

به سر طواف کنم بر در شراب فروش
که حلقه در این کعبه کرده ام در گوش ۱

ز جام باده اگر یافتم حیات ابد
عجب مدار که آب حیات کردم نوش ۲

ندانم این مَی ناب از کدام میکده بود
که عاشقان همه مستند و عارفان مدهوش ۳

چنان ز بزم طرب برکشیم نعره شوق
که در حظیره قدس اوفتد غریو و خروش ۴

از آن زمان که سر من گران شد از مَی عشق
همیشه غاشیه سر همی کشم بر دوش ۵

به عهد حُسن تو از عاشقان فغان برخاست
به دور گل ننشینند بلبلان خاموش ۶

مکن ملامت مستان عشق ای هشیار!
ببین که پرده خود می درند پرده بپوش ۷

به جان همی خرم آیین و رسم رندان را
خلاف شیوه آن زاهدان زرق فروش ۸

اگر جلال بنالد ز شوق معذور است
که هر چه بر سر آتش بود بر آرد جوش ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۵۷ - آن دم که می گذشتی ای سرو سبزپوش
گوهر بعدی:شماره ۱۵۹ - تا کی از دست جفایت تیره بینم روز خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.