هوش مصنوعی:
این شعر از حافظ، با استفاده از تصاویر و استعارههای زیبا، به موضوعاتی مانند عشق، وفا، زندگی زودگذر و معنویت میپردازد. شاعر از ساقی میخواهد که جامی بدهد تا از رنج دنیا رها شود و به حقیقت برسد. او از بیوفایی مردم شکایت دارد و تأکید میکند که عمر کوتاه است و نباید آن را هدر داد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان کمسال دشوار است. همچنین، برخی از استعارهها و اشارات ممکن است نیاز به دانش ادبی و تجربه زندگی بیشتری داشته باشد.
شماره ۱۷۸ - باز از چمن غیب برآورد صبا دم
باز از چمن غیب برآورد صبا دم
ساقی منشین خیز و بده جام دمادم ۱
در جام صفاهاست که بی جام جهان تاب
کی صبح برآرد ز سر صدق و صفا دم ۲
من مَ ی خورم و جرعه بدین دخمه فشانم
کاندر خم این خمکده بگرفت مرادم ۳
از اهل جهان یافت نشد اهل وفایی
کز رنگ وفا بوی ندارد گل آدم ۴
دم می دهدت عمر دم از عمر مزن هیچ
در کوی فنا چند توان زد ز بقا دم ۵
سرّی ست ز جان، چرخ ز بس جان که ربوده ست
کز رنگ رخ کاه زند کاه رُبا دم ۶
بر خاک جلال ار گذری ای که یقینی
تقصیر مکن فاتحه ای بر گِل ما دم ۷
ساقی منشین خیز و بده جام دمادم ۱
در جام صفاهاست که بی جام جهان تاب
کی صبح برآرد ز سر صدق و صفا دم ۲
من مَ ی خورم و جرعه بدین دخمه فشانم
کاندر خم این خمکده بگرفت مرادم ۳
از اهل جهان یافت نشد اهل وفایی
کز رنگ وفا بوی ندارد گل آدم ۴
دم می دهدت عمر دم از عمر مزن هیچ
در کوی فنا چند توان زد ز بقا دم ۵
سرّی ست ز جان، چرخ ز بس جان که ربوده ست
کز رنگ رخ کاه زند کاه رُبا دم ۶
بر خاک جلال ار گذری ای که یقینی
تقصیر مکن فاتحه ای بر گِل ما دم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۷۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۷ - صبحدم بر بوی جانان سوی گلزار آمدم
گوهر بعدی:شماره ۱۷۹ - منم کز درت سر به راهی نکردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.