هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق، رنجهای دل و تنهایی سخن میگوید. او با وجود عشق فراوان، درگیر جنگ درونی است و خود را آزاده میخواند. همچنین، از نداری و سختیهای زندگی شکایت میکند و به دنبال تسکین دردهایش با شراب است. او گوش شنوایی برای پند دیگران ندارد و تنها به نوای چنگ گوش میدهد. در نهایت، شاعر تأکید میکند که حتی اگر او را بنده بخوانند، از شاهی دو جهان احساس ننگ میکند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، اشاره به مصرف شراب ممکن است برای گروههای سنی پایینتر مناسب نباشد.
شماره ۱۸۵ - به دستی دل، به دستی سنگ دارم
به دستی دل، به دستی سنگ دارم
که من با دل فراوان جنگ دارم ۱
به عشقت تا چو سروم پای در بند
لقب آزاده یک رنگ دارم ۲
سرت با من به یک بالین کی آید؟
که بستر خاک و بالین سنگ دارم ۳
گرم سر می رود نگذارم از دست
من این دامن که اندر چنگ دارم ۴
مرا گویی دهانم روزی تست
حقیقت روزیی بس تنگ دارم ۵
الا ساقی می خون رنگ در دِه
که در آیینه دل زنگ دارم ۶
صدای پند در گوشم نگیرد
که گوشی بر نوای چنگ دارم ۷
اگر همچون جلالم بنده خوانی
ز شاهی دو عالم ننگ دارم ۸
که من با دل فراوان جنگ دارم ۱
به عشقت تا چو سروم پای در بند
لقب آزاده یک رنگ دارم ۲
سرت با من به یک بالین کی آید؟
که بستر خاک و بالین سنگ دارم ۳
گرم سر می رود نگذارم از دست
من این دامن که اندر چنگ دارم ۴
مرا گویی دهانم روزی تست
حقیقت روزیی بس تنگ دارم ۵
الا ساقی می خون رنگ در دِه
که در آیینه دل زنگ دارم ۶
صدای پند در گوشم نگیرد
که گوشی بر نوای چنگ دارم ۷
اگر همچون جلالم بنده خوانی
ز شاهی دو عالم ننگ دارم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۷۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۴ - ترا از هر دو عالم برگزیدم
گوهر بعدی:شماره ۱۸۶ - آشکارا کنم این درد که در جان دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.