هوش مصنوعی:
شاعر در این متن عاشقانه، از عشق و دلدادگی خود به معشوق میگوید و بیان میکند که با وجود رنجها و ناملایمات، همچنان به عشق و امید به دیدار معشوق پایبند است. او از ناتوانی و بیقراری خود در فراق معشوق سخن میگوید و امیدوار است که روزی معشوق بر او رحم کند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۸۷ - به جز ذکر لبت کاری ندارم
به جز ذکر لبت کاری ندارم
به یادت عمر شیرین می گذارم ۱
چو چشم ناتوانت ناتوانم
چو زلف بی قرارت بی قرارم ۲
ز دیده خون دل تا کی فشانم
ز مژگان سیل خون تا چند بارم ۳
اگر روزی ببینی زاری من
کنی هم رحمتی بر حال زارم ۴
اگر چه دشمن جان و دلی تو
ز جان و دل هنوزت دوست دارم ۵
ز چشمم اختر افشانی عجب نیست
که شب تا روز اختر می شمارم ۶
درین وادی که گرد از من برآید
مگر سوی تو باد آرد غبارم ۷
اگر صد نوبت از پیشم برانی
به الطافت هنوز امّیدوارم ۸
جلال خسته را دادی امیدی
کنون عمری ست تا در انتظارم ۹
به یادت عمر شیرین می گذارم ۱
چو چشم ناتوانت ناتوانم
چو زلف بی قرارت بی قرارم ۲
ز دیده خون دل تا کی فشانم
ز مژگان سیل خون تا چند بارم ۳
اگر روزی ببینی زاری من
کنی هم رحمتی بر حال زارم ۴
اگر چه دشمن جان و دلی تو
ز جان و دل هنوزت دوست دارم ۵
ز چشمم اختر افشانی عجب نیست
که شب تا روز اختر می شمارم ۶
درین وادی که گرد از من برآید
مگر سوی تو باد آرد غبارم ۷
اگر صد نوبت از پیشم برانی
به الطافت هنوز امّیدوارم ۸
جلال خسته را دادی امیدی
کنون عمری ست تا در انتظارم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۰۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۶ - آشکارا کنم این درد که در جان دارم
گوهر بعدی:شماره ۱۸۸ - مرا دردی ست اندر دل، ولی گفتن نمی یارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.