هوش مصنوعی: این شعر بیانگر درد و اندوه شاعر از فراق معشوق است. او از بخت برگشته، تنهایی، بی‌قراری و عشق بی‌پاسخ خود می‌گوید. شاعر از تأثیرات عمیق هجران و ترس از فراموشی می‌ترسد و در نهایت، عشق را بالاتر از جان و دنیا می‌داند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و اندوه ناشی از فراق، همچنین استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده، درک این شعر را برای مخاطبان جوان‌تر دشوار می‌کند. این محتوا برای نوجوانان و بزرگسالانی مناسب است که با ادبیات عرفانی و عاشقانه کلاسیک آشنایی دارند.

شماره ۱۹۰ - بخت برگشت ز من تا تو برفتی ز برم

بخت برگشت ز من تا تو برفتی ز برم
کی بود باز که چون بخت درآیی ز درم؟ ۱

پیش از این یک نفسم بی تو نمی رفت به سر
بعد ازین تا ز فراق تو چه آید به سرم ۲

گفتم احوال دل خویش نگویم با کس
لیکن از بی خبری رفت به عالم خبرم ۳

جان سپر ساخته ام ناوک مژگان ترا
تا همه خلق بدانند که من جان سپرم ۴

بی گل روی تو چون غنچه دلم تنگ آمد
بیم آنست که بر خویش گریبان بدرم ۵

سرو گفتم که به بالای تو ماند امروز
زهره ام نیست کزین شرم به بالا نگرم ۶

دل خود می طلبم باز و یقین می دانم
که من از دست تو گر دل ببرم، جان نبرم ۷

ترک دنیا کنم ار سوی خودم راه دهی
کو سر کوی تو تا من ز جهان در گذرم ۸

تا خیال رخ خوب تو مرا در نظر است
می نیاید به حقیقت دو جهان در نظرم ۹

سخت هجر تو اثر کرد و از آن می ترسم
که در اندوه فراق تو نماند اثرم ۱۰

به صبوری نتوان کرد مداوای جلال
بِهی ام نیست که هر روز که آید بترم ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۸۹ - گرچه غریق بحر مضایق چو لنگرم
گوهر بعدی:شماره ۱۹۱ - در پایت اوفتادم ای دوست! دست گیرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.