هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر احساسات دردناک و دلشکستگی شاعر از دوری و جفای معشوق است. او از رنجهای تحمل شده، بیوفایی یار و تلاش برای حفظ آبرو در میان این مصائب سخن میگوید. در نهایت، با پذیرش جدایی، به آرامش نسبی میرسد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاطفی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، موضوع دلشکستگی و رنج عاشقانه نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۲۰۹ - به رخ خاک درت رُفتیم و رَفتیم
به رخ خاک درت رُفتیم و رَفتیم
دعای دولتت گفتیم و رفتیم ۱
ز روی خویش کردی دور ما را
چو گیسویت برآشفتیم و رفتیم ۲
جفاهای ترا با کس نگفتیم
درون سینه بنهفتیم و رفتیم ۳
ز جور یار سنگین دل همه راه
به گریه سنگ را سُفتیم و رفتیم ۴
چو غنچه بس که پرخون شد دل ما
چو گل ناگاه بشکفتیم و رفتیم ۵
چو کردی خوار چون خاشاک ما را
عنان باد بگرفتیم و رفتیم ۶
به خود بیرون نمی رفتیم ازین در
ولی از خود به در رفتیم و رفتیم ۷
به عهدت خواب خوش هرگز نکردیم
کنون آسوده دل خفتیم و رفتیم ۸
وگر خود رفتن ما بود کامت
به جان منّت پذیرفتیم و رفتیم ۹
جلال! ار قوّت رفتن نداریم
میان سیل خون افتیم و رفتیم ۱۰
دعای دولتت گفتیم و رفتیم ۱
ز روی خویش کردی دور ما را
چو گیسویت برآشفتیم و رفتیم ۲
جفاهای ترا با کس نگفتیم
درون سینه بنهفتیم و رفتیم ۳
ز جور یار سنگین دل همه راه
به گریه سنگ را سُفتیم و رفتیم ۴
چو غنچه بس که پرخون شد دل ما
چو گل ناگاه بشکفتیم و رفتیم ۵
چو کردی خوار چون خاشاک ما را
عنان باد بگرفتیم و رفتیم ۶
به خود بیرون نمی رفتیم ازین در
ولی از خود به در رفتیم و رفتیم ۷
به عهدت خواب خوش هرگز نکردیم
کنون آسوده دل خفتیم و رفتیم ۸
وگر خود رفتن ما بود کامت
به جان منّت پذیرفتیم و رفتیم ۹
جلال! ار قوّت رفتن نداریم
میان سیل خون افتیم و رفتیم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۲۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۸ - ما سر بر آستانه دلبر نهاده ایم
گوهر بعدی:شماره ۲۱۰ - دادیم بسی جان و به جانان نرسیدیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.