هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و توصیفی است که در آن شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق خود میپردازد. او از ویژگیهای ظاهری و اخلاقی معشوق مانند قد بلند، چهرهی ماهگونه، نگاه نرگسوار و غمزههای سحرآمیز او سخن میگوید. همچنین، شاعر از تأثیرات عشق و زیبایی معشوق بر خود و دیگران صحبت میکند و از او میخواهد که سایهی رحمت خود را از او دریغ نکند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عاشقانه و ادبی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال نامفهوم باشد.
شماره ۲۶۵ - من صورتی چنین نشنیدم به دلبری
من صورتی چنین نشنیدم به دلبری
یا رب چه گویمت که چه پاکیزه منظری ۱
سایه ز ما دریغ مدار، ای که می کند
در باغ حسن قدّ بلندت صنوبری ۲
قدّ ترا چو سرو چمن دید سجده کرد
گفتا ز من به یک سر و گردن فزون تری ۳
همسایه توام که تو آثار رحمتی
در سایه توام که تو خورشید انوری ۴
معروف گشته نرگس شوخت به دلبری
مشهور گشته غمزه مستت به ساحری ۵
خلقی به رهگذار تو آورده جان به لب
زنهار از آن زمان، که بیایی و بگذری ۶
زیور مبند بر رخ و رخساره ای چو ماه
ای آفتاب حسن! چه محتاج زیوری ۷
چون صبر و هوش رفت برود، کو دلت جلال
باده ای بریخت پاک و تو در بند ساغری ۸
یا رب چه گویمت که چه پاکیزه منظری ۱
سایه ز ما دریغ مدار، ای که می کند
در باغ حسن قدّ بلندت صنوبری ۲
قدّ ترا چو سرو چمن دید سجده کرد
گفتا ز من به یک سر و گردن فزون تری ۳
همسایه توام که تو آثار رحمتی
در سایه توام که تو خورشید انوری ۴
معروف گشته نرگس شوخت به دلبری
مشهور گشته غمزه مستت به ساحری ۵
خلقی به رهگذار تو آورده جان به لب
زنهار از آن زمان، که بیایی و بگذری ۶
زیور مبند بر رخ و رخساره ای چو ماه
ای آفتاب حسن! چه محتاج زیوری ۷
چون صبر و هوش رفت برود، کو دلت جلال
باده ای بریخت پاک و تو در بند ساغری ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۸۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶۴ - چنین کرشمه کنان گر به شهر برگذری
گوهر بعدی:شماره ۲۶۶ - ای برگ گل سوری! از خار مکن دوری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.