هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد عشق و ناکامیهایش میگوید. او خود را اسیر عشق و تنهایی میداند و از امیدهای بربادرفته و آرزوهای محققنشده سخن میگوید. شاعر با اشاره به گذشتهای پراز شادی و حالی پراز اندوه، از زیبایی معشوق و درد فراق مینالد و درنهایت، به پذیرش درد عشق و زندگی در آتش آن اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عاشقانهای است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و تنهایی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۲۷۲ - بیاور ساقیا! در دِه من دل خسته را جامی
بیاور ساقیا! در دِه من دل خسته را جامی
که من خود را نمی دانم ز نیک و بد سرانجامی ۱
به امّید وصالش دامن عمرم به ناکامی
برفت از دست و در دستم نیامد دامن کامی ۲
من اوّل بلبلی بودم میان بلبلان گویا
کنون هستم به تنهایی اسیر افتاده در دامی ۳
دلارامم اگر بینی نماند در دل آرامت
که دارد در همه عالم بدین خوبی دلارامی ۴
بر آن بام آن که من دیدم گل خندان همی ماند
عجب دارم اگر روید گلی بر گوشه بامی ۵
مجالی نیست کس را ای دریغا در شبستانش
وگرنه می فرستادم به دست باد پیغامی ۶
بلای عاشقی بردن نباشد کار هر مردی
در آتش زندگی کردن نباشد کار هر خامی ۷
اگر در سر ندارم من خیال روی و مویت را
چه می جویم ز کوی تو به هر صبحی و هر شامی ۸
جلالا جام می بردار و نام و ننگ یک سو نه
که ترک نام اگرگیری برآری در جهان نامی ۹
که من خود را نمی دانم ز نیک و بد سرانجامی ۱
به امّید وصالش دامن عمرم به ناکامی
برفت از دست و در دستم نیامد دامن کامی ۲
من اوّل بلبلی بودم میان بلبلان گویا
کنون هستم به تنهایی اسیر افتاده در دامی ۳
دلارامم اگر بینی نماند در دل آرامت
که دارد در همه عالم بدین خوبی دلارامی ۴
بر آن بام آن که من دیدم گل خندان همی ماند
عجب دارم اگر روید گلی بر گوشه بامی ۵
مجالی نیست کس را ای دریغا در شبستانش
وگرنه می فرستادم به دست باد پیغامی ۶
بلای عاشقی بردن نباشد کار هر مردی
در آتش زندگی کردن نباشد کار هر خامی ۷
اگر در سر ندارم من خیال روی و مویت را
چه می جویم ز کوی تو به هر صبحی و هر شامی ۸
جلالا جام می بردار و نام و ننگ یک سو نه
که ترک نام اگرگیری برآری در جهان نامی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۵۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷۱ - سرگذشتی بشنو از من داشتم وقتی دلی
گوهر بعدی:شماره ۲۷۳ - هر کجا بشکفد گلستانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.