هوش مصنوعی: این شعر به گذرایی عمر و جوانی، تغییرات ناگزیر زندگی، و اهمیت استفاده از فرصت‌ها اشاره دارد. شاعر از روزهای خوش گذشته یاد می‌کند و از دوری یاران و قضای الهی شکوه می‌کند. همچنین، به زیبایی‌های طبیعت مانند شقایق و برق یمانی اشاره می‌شود که نماد امید و درخشش در تاریکی هستند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند گذر زمان و قضای الهی نیاز به تجربه و درک بالاتری از زندگی دارند.

شماره ۲۷۴ - جهان پیر را نو شد جوانی

جهان پیر را نو شد جوانی
منه ساغر ز دست ار می توانی ۱

کنون هر روز بستان می کند عرض
به روی دوستان گنج نهانی ۲

شقایق از سیاهی می درخشد
چو از ابر سیه برق یمانی ۳

تو از دوران گل دستور خود ساز
که بنیادی ندارد زندگانی ۴

مرادی از بهار عمر برگیر
که ناگه در رسد باد خزانی ۵

نماند آن روز و آن دولت که با یار
همی کردیم عیش رایگانی ۶

به وصل روی یکدیگر شب و روز
ممتّع گشته از عمر و جوانی ۷

مرا از یار دور افکند ایّام
چه چاره با قضای آسمانی ۸

جلال! احوال کس در هیچ حالی
به یک حالت نماند جاودانی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۷۳ - هر کجا بشکفد گلستانی
گوهر بعدی:شماره ۲۷۵ - [چه] موجب است که با ما بجز جفا نکنی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.