هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق است که او را منبع بخت بلند و آرامش میداند. شاعر از دوری معشوق رنج میبرد و امیدوار است روزی به او توجه کند. همچنین، شاعر خود را در مقام گدایی در برابر شاه جهان (معشوق) میبیند و از عشق و تنهایی سخن میگوید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد. همچنین، برخی از عبارات ممکن است برای سنین پایینتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۲۷۹ - خوش آن زمان که چو بخت از درم فراز آیی
خوش آن زمان که چو بخت از درم فراز آیی
غمم ز دل ببری چون جمال بنمایی ۱
رهی که بر دل من غم گشود بربندی
دری که بر رخ من بخت بسته بگشایی ۲
مرا تو بخت بلندی از آن ز من دوری
مرا تو عمر عزیزی از آن نمی پایی ۳
نهاده ام تن خود را به خستگی همه عمر
در این امید که روزی به پرسشم آیی ۴
بیا که یک نفس از عمر بیش باقی نیست
اگر تو رنجه شوی عمر من بیفزایی ۵
ولی تو شاه جهانی و ما گدای درت
کجا به حال گدا التفات فرمایی ۶
تو عشوه ای بدهی جان ز خلق بستانی
کرشمه ای بکنی دل ز خلق بربایی ۷
به مجمعی که تو باشی به شمع حاجت نیست
ز نور ز طلعت خویش انجمن بیارایی ۸
به جز شمایل دیوانگان ز ما مطلب
خرد چه کار کند در دماغ سودایی؟ ۹
مباد هیچ کسی چون جلال در عالم
اسیر عشق و غریبی و درد تنهایی ۱۰
غمم ز دل ببری چون جمال بنمایی ۱
رهی که بر دل من غم گشود بربندی
دری که بر رخ من بخت بسته بگشایی ۲
مرا تو بخت بلندی از آن ز من دوری
مرا تو عمر عزیزی از آن نمی پایی ۳
نهاده ام تن خود را به خستگی همه عمر
در این امید که روزی به پرسشم آیی ۴
بیا که یک نفس از عمر بیش باقی نیست
اگر تو رنجه شوی عمر من بیفزایی ۵
ولی تو شاه جهانی و ما گدای درت
کجا به حال گدا التفات فرمایی ۶
تو عشوه ای بدهی جان ز خلق بستانی
کرشمه ای بکنی دل ز خلق بربایی ۷
به مجمعی که تو باشی به شمع حاجت نیست
ز نور ز طلعت خویش انجمن بیارایی ۸
به جز شمایل دیوانگان ز ما مطلب
خرد چه کار کند در دماغ سودایی؟ ۹
مباد هیچ کسی چون جلال در عالم
اسیر عشق و غریبی و درد تنهایی ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۱۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷۸ - تا بدو کرده ام تولاّیی
گوهر بعدی:شماره ۲۸۰ - گر گریه من بشنوی ای یار بگریی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.