هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، به توصیف احساسات شاعر در صحرا میپردازد. شمع دل در صحرا میسوزد، پروانهها دورش جمع میشوند، و آسمان آیینهای برای نمایش رخ زیبای معشوق میشود. شاعر از تنگنای شهر فرار کرده و در وسعت صحرا آرامش مییابد. او با اشکهایش دنیای دل را ویران میکند و روزی خود را از آب و دانههای صحرا تأمین میکند. شعر با اشاره به گلها و خارها، و سکوت راه عاشق پایان مییابد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، نیاز به درک و تجربهی بالاتری دارد و ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۱۰ - اگر آن شمع بزم دل رود مستانه در صحرا
اگر آن شمع بزم دل رود مستانه در صحرا
نیاید در نظر غیر از پر پروانه در صحرا ۱
نماید هرکجا رخ نه فلک آیینه میگردد
ز صیقل کاری خاکستر پروانه در صحرا ۲
ز وحشت تنگنای شهر زندان است بر عاشق
به وسعت داد عشرت میدهد دیوانه در صحرا ۳
ز سیل اشگ میسازم خراب این عالم دل را
برای خویش پیدا میکنم ویرانه در صحرا ۴
تلاش رزق لازم نیست کایزد کرده در اول
مهیا بهر ما روزی ز آب و دانه در صحرا ۵
شده بهر هزاران هر طرف از غنچههای گل
عیان در بوته هر خار صد خمخانه در صحرا ۶
دلیل راه عاشق را چو خاموشی نمیباشد
مگو قصاب بیجا این قدر افسانه صحرا ۷
نیاید در نظر غیر از پر پروانه در صحرا ۱
نماید هرکجا رخ نه فلک آیینه میگردد
ز صیقل کاری خاکستر پروانه در صحرا ۲
ز وحشت تنگنای شهر زندان است بر عاشق
به وسعت داد عشرت میدهد دیوانه در صحرا ۳
ز سیل اشگ میسازم خراب این عالم دل را
برای خویش پیدا میکنم ویرانه در صحرا ۴
تلاش رزق لازم نیست کایزد کرده در اول
مهیا بهر ما روزی ز آب و دانه در صحرا ۵
شده بهر هزاران هر طرف از غنچههای گل
عیان در بوته هر خار صد خمخانه در صحرا ۶
دلیل راه عاشق را چو خاموشی نمیباشد
مگو قصاب بیجا این قدر افسانه صحرا ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۴۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹ - ز سنبل بند بر دل میگذارد موی این صحرا
گوهر بعدی:شماره ۱۱ - میرساند از ره ظلمت به منزل مور را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.