هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از درد عشق و اسارت در زلف یار سخن میگوید. شاعر از عشق بیپایان و تأثیر آن بر خود مینالد و از ناتوانی در رهایی از این اسارت ابراز ناراحتی میکند. همچنین، به زیبایی و جذابیت معشوق و تأثیر آن بر جهان اشاره دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه عمیق و استفاده از استعارههای پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند اسارت و درد عشق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۷ - پیچ و تاب زلف مشکینت شده زنجیرها
پیچ و تاب زلف مشکینت شده زنجیرها
بند بر پا مانده در زنجیر زلفت شیرها ۱
دردم افزون شد نمیدانم ز عشقت چون کنم
با وجود آنکه کردم در غمت تدبیرها ۲
چون خلاصی کس تواند یافتن از کوی او
نقش پای مور را بر پا نهد زنجیرها ۳
گر نیفتد پرتو حسن تو چون ظاهر شود
دستکار صنعت نقاش بر تصویرها ۴
بخت بد قصاب او را دور میسازد ز تو
گرچه بسیار از محبت دیدهام تأثیرها ۵
بند بر پا مانده در زنجیر زلفت شیرها ۱
دردم افزون شد نمیدانم ز عشقت چون کنم
با وجود آنکه کردم در غمت تدبیرها ۲
چون خلاصی کس تواند یافتن از کوی او
نقش پای مور را بر پا نهد زنجیرها ۳
گر نیفتد پرتو حسن تو چون ظاهر شود
دستکار صنعت نقاش بر تصویرها ۴
بخت بد قصاب او را دور میسازد ز تو
گرچه بسیار از محبت دیدهام تأثیرها ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۳۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶ - بیایید ای حریفان تا مگر جوییم راهی را
گوهر بعدی:شماره ۱۸ - صیاد به من تنگ چنان کرده قفس را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.