هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از احساس اسارت و تنگی نفس در قفس زندگی شکایت میکند و از نگاه پرآشوب معشوق به عنوان عاملی که باعث بسته شدن راهها میشود یاد میکند. همچنین، شاعر از جفای معشوق و ناتوانی در رهایی از دام عشق میگوید و در نهایت به ناتوانی در رسیدن به معشوق اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۸ - صیاد به من تنگ چنان کرده قفس را
صیاد به من تنگ چنان کرده قفس را
کز تنگی جا بسته به من راه نفس را ۱
این چشم پرآشوب نگاهی که تو داری
مستی است که بندد به قفا دست عسس را ۲
چون بر نکشم آه و فغان از دل صد چاک
از ناله چه سان منع توان کرد جرس را ۳
یا رب نشود کشته به شمشیر جفایت
هر کس که به دل راه دهد غیر تو کس را ۴
از دامنت ای شاخ گل گلشن خوبی
کوته نکند خار جفا دست هوس را ۵
از کوی تو عنقا نتوانست گذشتن
کی قوت پرواز بود بال مگس را ۶
شد عرصه جولانگه تو دیده قصاب
هرگه که برانگیختی از نار فرس را ۷
کز تنگی جا بسته به من راه نفس را ۱
این چشم پرآشوب نگاهی که تو داری
مستی است که بندد به قفا دست عسس را ۲
چون بر نکشم آه و فغان از دل صد چاک
از ناله چه سان منع توان کرد جرس را ۳
یا رب نشود کشته به شمشیر جفایت
هر کس که به دل راه دهد غیر تو کس را ۴
از دامنت ای شاخ گل گلشن خوبی
کوته نکند خار جفا دست هوس را ۵
از کوی تو عنقا نتوانست گذشتن
کی قوت پرواز بود بال مگس را ۶
شد عرصه جولانگه تو دیده قصاب
هرگه که برانگیختی از نار فرس را ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۲۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷ - پیچ و تاب زلف مشکینت شده زنجیرها
گوهر بعدی:شماره ۱۹ - عشقت چو شمع سوخت سراپا تن مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.