هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه از زبان شاعری است که به زیباییهای معشوق و تأثیرات عشق و جذابیتهای او میپردازد. شاعر از نقابگشایی معشوق، سوختن بال بلبل از آتش گل، پیچیدگیهای زلف و رخسار او، و ناتوانی دیگران در درک اسرار عشق سخن میگوید. همچنین، اشارهای به رفتار نیکو با بدان و پرهیز از تلاش بیثمر دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و عارفانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند تغافل و ترسل نیاز به درک ادبی بیشتری دارند.
شماره ۲۰ - بکش از رخ نقاب و بر فروزان عارض گل را
بکش از رخ نقاب و بر فروزان عارض گل را
بیا یکسر بسوزان زآتش گل بال بلبل را ۱
به رنگآمیزی زلف و رخت صد آفرین کردم
که پیچیده است گرد دسته گل تار سنبل را ۲
اگر خواهی رهانی مو به مو جمعیت دلها
به قربان سرت گردم پریشان ساز کاکل را ۳
کسی سر از خط پیچیدهاش بیرون نمیآرد
بغیر از دل کزو بگرفته سرمشق ترسل را ۴
نمیدانم چه میخواهد ز من مژگان خونریزش
که تیر روی ترکش میکند تیر تغافل را ۵
نکویی با بدان کردن در این عالم بدان ماند
که دور از آب سازند اهل بینش چشمه پل را ۶
تلاش بیش و کم قصاب کردن نیست کار تو
مده تا میتوان از دست دامان توکل را ۷
بیا یکسر بسوزان زآتش گل بال بلبل را ۱
به رنگآمیزی زلف و رخت صد آفرین کردم
که پیچیده است گرد دسته گل تار سنبل را ۲
اگر خواهی رهانی مو به مو جمعیت دلها
به قربان سرت گردم پریشان ساز کاکل را ۳
کسی سر از خط پیچیدهاش بیرون نمیآرد
بغیر از دل کزو بگرفته سرمشق ترسل را ۴
نمیدانم چه میخواهد ز من مژگان خونریزش
که تیر روی ترکش میکند تیر تغافل را ۵
نکویی با بدان کردن در این عالم بدان ماند
که دور از آب سازند اهل بینش چشمه پل را ۶
تلاش بیش و کم قصاب کردن نیست کار تو
مده تا میتوان از دست دامان توکل را ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۷۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹ - عشقت چو شمع سوخت سراپا تن مرا
گوهر بعدی:شماره ۲۱ - چند روزی شد که حیرانم نمیدانم چرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.