هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غمگین، از درد عشق، رنجهای دل، و ناامیدیهای شاعر سخن میگوید. شاعر از عشق نافرجام، غمهای فراوان، و احساس تنگی دل و جان مینالد. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی مانند نام و ننگ، اسارت در دنیا، و ناامیدی از رسیدن به آرزوها دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و اسارت روحی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۱ - بس که بر جانم ز مژگانت خدنگ افتاده است
بس که بر جانم ز مژگانت خدنگ افتاده است
وسعتی خواهم که بر دل کار تنگ افتاده است ۱
تا تو با این آب و رنگ آهنگ گلشن کردهای
گل ز شرم عارضت از آب و رنگ افتاده است ۲
عطر سنبل بلبلان را گرم افغان کرده است
تار زلفت تا گلستان را به چنگ افتاده است ۳
یک دل مجروح با چندین غم او چون کند
میهمان بسیار و ما را خانه تنگ افتاده است ۴
کی توان زین بحر کام از هر صدف حاصل نمود
گوهر مقصود در کام نهنگ افتاده است ۵
چون دل پرخونم از آسیب گردون نشکند
من که دائم شیشهام در راه سنگ افتاده است ۶
از غبار کینه پیدا نیست در دل عکس دوست
حیف کاین آیینه بیحاصل به زنگ افتاده است ۷
تا قیامت زنده در گور است مانند نگین
هر که در دنیا به قید نام و ننگ افتاده است ۸
کرد تا عزم رخش قصاب اثر از دل نشد
میتوان دانست در قید فرنگ افتاده است ۹
وسعتی خواهم که بر دل کار تنگ افتاده است ۱
تا تو با این آب و رنگ آهنگ گلشن کردهای
گل ز شرم عارضت از آب و رنگ افتاده است ۲
عطر سنبل بلبلان را گرم افغان کرده است
تار زلفت تا گلستان را به چنگ افتاده است ۳
یک دل مجروح با چندین غم او چون کند
میهمان بسیار و ما را خانه تنگ افتاده است ۴
کی توان زین بحر کام از هر صدف حاصل نمود
گوهر مقصود در کام نهنگ افتاده است ۵
چون دل پرخونم از آسیب گردون نشکند
من که دائم شیشهام در راه سنگ افتاده است ۶
از غبار کینه پیدا نیست در دل عکس دوست
حیف کاین آیینه بیحاصل به زنگ افتاده است ۷
تا قیامت زنده در گور است مانند نگین
هر که در دنیا به قید نام و ننگ افتاده است ۸
کرد تا عزم رخش قصاب اثر از دل نشد
میتوان دانست در قید فرنگ افتاده است ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۱۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰ - از تو در خاطر هر ذره تمنایی هست
گوهر بعدی:شماره ۴۲ - برده دل از من پریرویی نمیگویم که کیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.