هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غزلگونه، توصیفی شاعرانه از معشوقی پریرو و شوخچشم است که با ظرافتهای ظاهری مانند خال، ابرو، و زلفش دل شاعر را بهدست آورده است. شاعر با کنایه و ایهام از معشوق سخن میگوید و از بیان صریح هویت او خودداری میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از واژهها و مفاهیم مانند 'قتل' و 'کافر' ممکن است نیاز به توضیح داشته باشند.
شماره ۴۲ - برده دل از من پریرویی نمیگویم که کیست
برده دل از من پریرویی نمیگویم که کیست
شوخ چشمی طفل بدخویی نمیگویم که کیست ۱
داده از زهر آب، بی رحمی، فرنگی زادهای
بهر قتلم تیغ ابرویی نمیگویم که کیست ۲
همچو خال گوشه چشمش دلم افتاده است
در قفای طرفه آهویی نمی گویم که کیست ۳
تا به صبح امشب دماغم را پریشان کرده بود
عطر زلف عنبرین بویی نمیگویم که کیست ۴
دارد آن سبز ملیح کافر بیدادگر
کنج لعلش خال هندویی نمیگویم که کیست ۵
عاقبت قصاب قربان خواهدت کردن کسی
عید قربان در سر کویی نمیگویم که کیست ۶
شوخ چشمی طفل بدخویی نمیگویم که کیست ۱
داده از زهر آب، بی رحمی، فرنگی زادهای
بهر قتلم تیغ ابرویی نمیگویم که کیست ۲
همچو خال گوشه چشمش دلم افتاده است
در قفای طرفه آهویی نمی گویم که کیست ۳
تا به صبح امشب دماغم را پریشان کرده بود
عطر زلف عنبرین بویی نمیگویم که کیست ۴
دارد آن سبز ملیح کافر بیدادگر
کنج لعلش خال هندویی نمیگویم که کیست ۵
عاقبت قصاب قربان خواهدت کردن کسی
عید قربان در سر کویی نمیگویم که کیست ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۴۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱ - بس که بر جانم ز مژگانت خدنگ افتاده است
گوهر بعدی:شماره ۴۳ - دیده خونبار ما چون گشت گریان مفت ماست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.