هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غمگین، احساسات عمیق شاعر را نسبت به معشوق بیان میکند. شاعر از عشق و حسرت خود میگوید و با تصاویر زیبا و استعارههای قوی، درد دوری و آرزوهای برآوردهنشده را به تصویر میکشد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و حزنآلود است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تصاویر پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۰۷ - در حدیث لعلش آتش از زبانم میچکد
در حدیث لعلش آتش از زبانم میچکد
چون برم نام لبش شهد از لبانم میچکد ۱
اینقدر من آرزو دارم که گر بفشاریم
اشگ حسرت همچو مغز از استخوانم میچکد ۲
حاصل کشت مرادم غیر داغ از ژاله نیست
بس به جای آب خون از آسمانم میچکد ۳
از نگاه چشم مست کیست کامشب تا به صبح
زهر چون شبنم به روی گلستانم میچکد ۴
از کمان غمزه ترکی در این گلشنسرا
غنچه چون پیکان ز چشم باغبانم میچکد ۵
بستهام دل بر پریرویی کز اینجا تا به مصر
بوی یوسف از غبار کاروانم میچکد ۶
در رهش قصاب من آن گوسفند لاغرم
کاب چشم گرگ از چوب شبانم میچکد ۷
چون برم نام لبش شهد از لبانم میچکد ۱
اینقدر من آرزو دارم که گر بفشاریم
اشگ حسرت همچو مغز از استخوانم میچکد ۲
حاصل کشت مرادم غیر داغ از ژاله نیست
بس به جای آب خون از آسمانم میچکد ۳
از نگاه چشم مست کیست کامشب تا به صبح
زهر چون شبنم به روی گلستانم میچکد ۴
از کمان غمزه ترکی در این گلشنسرا
غنچه چون پیکان ز چشم باغبانم میچکد ۵
بستهام دل بر پریرویی کز اینجا تا به مصر
بوی یوسف از غبار کاروانم میچکد ۶
در رهش قصاب من آن گوسفند لاغرم
کاب چشم گرگ از چوب شبانم میچکد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۱۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۶ - هر دم از شوق تو چشم اشگبارم گل کند
گوهر بعدی:شماره ۱۰۸ - برافکندی ز رخ تا پرده ظلمت از جهان گم شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.