هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غزلگونه، بیانگر درد و رنج عاشق در فراق معشوق است. شاعر از فداکاریهای خود، حسادت رقیب، و رنجهای عاطفی میگوید و با تصاویر شاعرانه مانند دود دل، خون دل، و زلف معشوق، احساسات خود را بیان میکند. در نهایت، با طنز تلخ اشاره میکند که امیدهایش بر باد رفته است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و گاهی استعارههای پیچیده است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی تصاویر مانند 'خون دل' و 'دود دل' ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
شماره ۱۱۴ - سر در ره جانان فدا شد چه به جا شد
سر در ره جانان فدا شد چه به جا شد
از گردنم این دین ادا شد چه به جا شد ۱
میخواست رقیبم که من از غصه بمیرم
دیدی که خودش زود فنا شد چه به جا شد ۲
از دود دلم وسمه کشیده است بر ابرو
دود دل من قبلهنما شد چه به جا شد ۳
از خون دلم بسته حنا بر سر انگشت
خون دلم انگشتنما شد چه به جا شد ۴
مغرور به یکتایی چشمت شده بودی
بر عارضت آن زلف دوتا شد چه به جا شد ۵
هر لحظه امید من بیچاره همین بود
یک بوسه به قصاب عطا شد چه به جا شد ۶
از گردنم این دین ادا شد چه به جا شد ۱
میخواست رقیبم که من از غصه بمیرم
دیدی که خودش زود فنا شد چه به جا شد ۲
از دود دلم وسمه کشیده است بر ابرو
دود دل من قبلهنما شد چه به جا شد ۳
از خون دلم بسته حنا بر سر انگشت
خون دلم انگشتنما شد چه به جا شد ۴
مغرور به یکتایی چشمت شده بودی
بر عارضت آن زلف دوتا شد چه به جا شد ۵
هر لحظه امید من بیچاره همین بود
یک بوسه به قصاب عطا شد چه به جا شد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۰۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۳ - گاه آبادم نماید گاه ویرانم کند
گوهر بعدی:شماره ۱۱۵ - عجب مدار گرم دل ز دیدگان بچکد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.