هوش مصنوعی: شاعر در این شعر خود را به شمع تشبیه می‌کند که در راه عشق و ستایش معشوق می‌سوزد و فنا می‌شود. او از سوزش درونی، فروتنی و فداکاری در برابر معشوق سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که مانند شمع، در راه عشق از خودگذشتگی می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و شناخت ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند سوزش درونی و فنا ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

شماره ۲۰۲ - من که در بزم تو دارم راه پایی همچو شمع

من که در بزم تو دارم راه پایی همچو شمع
می‌کنم پیدا برای خویش جایی همچو شمع ۱

نیست قدری شمع را چون آفتاب آید برون
پیش رخسار تو کی دارم بهایی همچو شمع ۲

هر کجا سوزان نشینم در صفات حسن تو
با زبانی آتشین گویم ثنایی همچو شمع ۳

می‌گذارم ز آتشی بر خویش و می‌لرزم به هم
تا چو ماهی می‌کنم در خود شنایی همچو شمع ۴

از گریبان گر سری چون شعله بیرون می‌کنم
چاک می‌سازم به سر گاهی قبایی همچو شمع ۵

نیست دوشم زیر بار منت هر ناکسی
من که از پهلوی خود دارم ردایی همچو شمع ۶

می‌شوم سوزان و می‌گریم به حال خویشتن
می‌کنم در سوختن گاهی حیایی همچو شمع ۷

چون توانم سوختن قصاب امشب تا به صبح
من که در بزم بقا دارم فنایی همچو شمع ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۰۱ - مرا که هست ز هر باب کردگار حفیظ
گوهر بعدی:شماره ۲۰۳ - ای ز رخسار تو شب سوختن آموخته شمع
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.