هوش مصنوعی:
این شعر از عشق و موانع آن سخن میگوید. شاعر بیان میکند که همیشه موانعی میان او و معشوق وجود دارد، اما امیدش قطع نمیشود. او از جفای معشوق و وفای خود میگوید و اشاره میکند که موانع راه رسیدن به آرزوهایش هستند. همچنین، شاعر از ناخدای کشتیاش به عنوان مانعی دیگر یاد میکند و در پایان به قصاب و سایهاش اشاره میکند که مانع دیدار میشوند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند جفا و وفا نیاز به درک عمیقتری از روابط انسانی دارند.
شماره ۲۰۷ - ز دیدن تو شود دیده را حیا مانع
ز دیدن تو شود دیده را حیا مانع
همیشه هست کسی در میان ما مانع ۱
میان ما و تو قطع امید ممکن نیست
تو را جفا و مرا میشود وفا مانع ۲
از آن سبب نرسد تیر آه ما به هدف
که هست در حد ره سد مدّعا مانع ۳
در این محیط ندیدیم روی ساحل را
چرا که کشتی مارا است ناخدا مانع ۴
اگر رسم به وصالش مرا شود قصاب
به گاه دیدن او سایه از قفا مانع ۵
همیشه هست کسی در میان ما مانع ۱
میان ما و تو قطع امید ممکن نیست
تو را جفا و مرا میشود وفا مانع ۲
از آن سبب نرسد تیر آه ما به هدف
که هست در حد ره سد مدّعا مانع ۳
در این محیط ندیدیم روی ساحل را
چرا که کشتی مارا است ناخدا مانع ۴
اگر رسم به وصالش مرا شود قصاب
به گاه دیدن او سایه از قفا مانع ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۸۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۶ - لب آن شوخ طالب علم خندان است در واقع
گوهر بعدی:شماره ۲۰۸ - بسوز بر تن خاکی ز داغ یار چراغ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.