هوش مصنوعی:
این شعر از مولانا، شاعر بزرگ فارسی، بیانگر احساسات عمیق و عرفانی است. شاعر خود را مانند دف (سازی موسیقی) توصیف میکند که در بزم روزگار بیقرار است و تحت تأثیر فراز و نشیبهای زندگی قرار دارد. او از بیخانمانی، دردها و رنجهای زندگی سخن میگوید، اما در عین حال، عشق و محبت را نیز ستایش میکند. شعر پر از استعارههای زیبا و عمیق است که نشاندهندهی تسلیم و عشق بیقید و شرط به معشوق (خداوند) است.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و تسلیم در برابر تقدیر، نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۱۱ - روز و شب در بزم دوران بیقرارم همچو دف
روز و شب در بزم دوران بیقرارم همچو دف
بسکه سیلیخوار دست روزگارم همچو دف ۱
چون که میسازد به گرم و سرد طبعم روزگار
زآب و آتش میرسد گاهی مدارم همچو دف ۲
کی از این بیخانمانی منت از دونان کشم
من که از پهلوی خود باشد حصارم همچو دف ۳
زینتی جز پوست بر بالای من زیبنده نیست
با غم دیبای اطلس نیست کارم همچو دف ۴
گشتهام پنهان به زیر خرقه عریان تنی
کی دگر از دهر چشم فتنه دارم همچو دف ۵
در بساط نغمهسنجان حلقهها دارم به گوش
پای تا سر در محبت داغدارم همچو دف ۶
تا زچشم بد به هنگام حجاب ایمن بود
پیش روی یار دائم بیقرارم همچو دف ۷
تا صدای یار نگذارد ز مجلس پا برون
بهر حفظ نالهاش پرگاروارم همچو دف ۸
میبرندم گرچه قصاب این زمان بر روی دست
پیش جانان غیر افغان نیست کارم همچو دف ۹
بسکه سیلیخوار دست روزگارم همچو دف ۱
چون که میسازد به گرم و سرد طبعم روزگار
زآب و آتش میرسد گاهی مدارم همچو دف ۲
کی از این بیخانمانی منت از دونان کشم
من که از پهلوی خود باشد حصارم همچو دف ۳
زینتی جز پوست بر بالای من زیبنده نیست
با غم دیبای اطلس نیست کارم همچو دف ۴
گشتهام پنهان به زیر خرقه عریان تنی
کی دگر از دهر چشم فتنه دارم همچو دف ۵
در بساط نغمهسنجان حلقهها دارم به گوش
پای تا سر در محبت داغدارم همچو دف ۶
تا زچشم بد به هنگام حجاب ایمن بود
پیش روی یار دائم بیقرارم همچو دف ۷
تا صدای یار نگذارد ز مجلس پا برون
بهر حفظ نالهاش پرگاروارم همچو دف ۸
میبرندم گرچه قصاب این زمان بر روی دست
پیش جانان غیر افغان نیست کارم همچو دف ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۱۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۰ - رویت از آیینه ای دلدار میگیرم سراغ
گوهر بعدی:شماره ۲۱۲ - دیده تا چند به دیوار تو یا شاه نجف
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.