هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و تأثیرات عمیق آن بر روح و جان خود سخن میگوید. او عشق را به عنوان نیرویی توصیف میکند که تمام وجودش را فرا گرفته، عقل را تحتالشعاع قرار داده و جهان را برایش روشن کرده است. شاعر همچنین به ناتوانی خود در توصیف کامل ذات عشق اشاره میکند و از قدرت و شور آن هراس دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن ممکن است برای سنین پایین دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
شماره ۲۱۶ - گشت آن روزی که پیدا در سرم سودای عشق
گشت آن روزی که پیدا در سرم سودای عشق
شد تهی از عقل تا خالی نماید جای عشق ۱
از نزولش دارد او شوقی که سر تا پای من
میشوم هر دم بلاگردان سر تا پای عشق ۲
کلبه تاریک، روشن می شود از آفتاب
شد دلم پرنور از نور جهانآرای عشق ۳
آب گوهر را همان گوهر تواند ضبط کرد
نیست جز دل جای دیگر درخور مأوای عشق ۴
در برش هم ابره کوتاهی کند هم آستر
از دو عالم گر قبا دوزند بر بالای عشق ۵
پشت پای نیستی بر هر دو عالم میزند
عشقورزی را که باشد تاب استغنای عشق ۶
کی توانم کرد شرح وصف ذاتش را تمام
تا به روز حشر گر انشا کنم املای عشق ۷
آنچه من دیدم از آن قصاب میترسم که باز
شور محشر را به یکدیگر زند غوغای عشق ۸
شد تهی از عقل تا خالی نماید جای عشق ۱
از نزولش دارد او شوقی که سر تا پای من
میشوم هر دم بلاگردان سر تا پای عشق ۲
کلبه تاریک، روشن می شود از آفتاب
شد دلم پرنور از نور جهانآرای عشق ۳
آب گوهر را همان گوهر تواند ضبط کرد
نیست جز دل جای دیگر درخور مأوای عشق ۴
در برش هم ابره کوتاهی کند هم آستر
از دو عالم گر قبا دوزند بر بالای عشق ۵
پشت پای نیستی بر هر دو عالم میزند
عشقورزی را که باشد تاب استغنای عشق ۶
کی توانم کرد شرح وصف ذاتش را تمام
تا به روز حشر گر انشا کنم املای عشق ۷
آنچه من دیدم از آن قصاب میترسم که باز
شور محشر را به یکدیگر زند غوغای عشق ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۲۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۵ - غم از آیینه خاطر زدودم تا شدم عاشق
گوهر بعدی:شماره ۲۱۷ - میروم تا کوی جانان آخر از تأثیر عشق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.